معنای اعتدال!

وقتی "میلی منفرد" به عنوان وزیر علوم رای نمی آورد و بعد جناب رییس جمهور "توفیقی" رو به عنوان سرپرست وزارت علوم معرفی می کند، یعنی اینکه وزارتخانه علوم سهم اصلاح طلبان است!

...

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

تدبیر معاون اول!

...

حال سوالی که مطرح می شود این است که انتخاب معاون اولی که نمی داند با زدن یک بخشنامه نمی تواند مصوبه هیئت دولت را لغو کند و مصوبات هیئت دولت حکم قانون را دارند و به جز خود هیئت دولت و دیوان عدالت حتی رییس جمهور هم نمی تواند آنها را لغو کند، نشان دهنده تدبیر جناب روحانی است یا امید؟!

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

افطاری دولتی/ صواب از جیب بیت المال

...

یکی از مسئولین بالاخره پیدا شد که جرات داشته باشه بیاد و اعلام کنه که فشار اقتصادی روی مردم هست.

یکی پیدا شد که بیاد اعلام کنه به جای افطاری های پرهزینه، هزینه را برای فقرا صرف کنید!

اما ...

اما ای کاش همه مسئولین ما مثل جناب پراور تو فکر محرومین بودند!

اگر همه مثل جناب پراور چنین اعتقاداتی داشتند، دیگر شاهد برگزاری افطاری های پر هزینه توسط برخی ارگانهای دولتی نبودیم.

تو همین ماه مبارک استانداری بوشهر طی چند مرحله اقشار مختلف را به مراسم افطاری دعوت کرده است.

...

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

دولت تدبیر و امید!!

سال 81

دبیر شورای امنیت ملی نامه ای می نویسد به رییس جمهور و انتقاد می کند از یکی از وزرای دولت!

وی در نامه اش خطاب به رییس جمهور وقت می نویسد:

- عقد قرارداد طولانی گاز با شرکتی غیر معتبر که بنابر گزارشات دریافتی از وزارت نفت طی سال‌های گذشته عملکردی ضعیف و توأم با نادیده گرفتن حقوق ایران در ارتباط با میدان نفتی مبارک داشته، تکرار تجربه تلخی است که سالیان دراز گرفتار آن خواهیم بود.

- شرایط بازار موجب گردیده که قیمت و شرایط قراردادی مذاکره شده در مقایسه با منطقه بسیار پایین و غیرمطلوب باشد

دبیر شورای امنیت ملی در آن نامه با هشدار درباره اینکه این قرارداد، احتمالاً آثار منفی اقتصادی درازمدت بر بازار گاز کشور خواهد داشت و هیچ منفعت سیاسی نیز در پی نخواهد داشت، تأکید کرده بود از حدود یک سال پیش سؤالاتی از وزیر نفت  درباره این قرارداد مطرح کرده که با وجود دستور خاتمی، پاسخی دریافت نشده است!!!

آن دبیر شورای امنیت ملی که نام بردیم، دکتر روحانی، رییس جمهور حال حاضر کشور مان است.

آن رییس جمهور وقت، جناب خاتمی، از حامیان دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری است.

آن وزیری هم که روحانی به خاطرش نامه نوشت به خاتمی، بیژن زنگنه وزیر نفت خاتمی و وزیر پیشنهادی جناب روحانی برای وزارت نفت است!

آن قراردادی هم که داد جناب روحانی را در آورده بود، قرارداد "کرسنت" است! قراردادی که طی آن، ایران تعهد می‌شد گاز ترش (فراوری نشده) تولیدی "میدان گازی سلمان" را به مدت ۲۵ سال و از آغاز سال ۲۰۰۵ میلادی به "امارات" صادر کند. حجم صادرات هم قرار بود از ۵۰۰ میلیون مترمکعب گاز آغاز شود و به تدریج به ۸۰۰ میلیون مترمکعب در روز برسد. درطول دوره ۲۵ ساله این قرارداد، درآمد ایران از فروش گاز به کرسنت بین ۱۶ تا ۲۰ درصد (حدود یک پنجم) بهای گاز قرارداد ایران با ترکیه ر دوره مشابه ۲۵ ساله می‌شد.

حال سوال!

کسی که عملکرد بسیار بدی در زمان تصدی وزارتخانه نفت داشته و قرارداد ننگین "کرسنت" را امضا نموده که داد شورای امنیت ملی به دبیری خود جناب روحانی را هم درآورد، در دولت تدبیر و امید چه می کند؟


البته همین سوال رو درمورد وزرای دیگر مانند آقای جنتی وزیر پیشنهادی ارشاد هم می توان داشت!

کسی که هیچ سابقه فرهنگی ندارد، چگونه می خواهد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت تدبیر و امید را اداره کند؟

نظامیان در اقتصاد

...

حاکمیت باید در مورد حضور نظامیان در اقتصاد تصمیم قاطعانه بگیرد. اگر تصمیم درست گرفته نشود، افرادی که قدرت نظامی دارند، دارای قدرت اقتصادی هم میشوند و به آنجا میرسند که قدرت سیاسی را هم در دست بگیرند و این روند با مردمسالاری سازگار نیست. با مشی امام و رهبری هم سازگار نیست.

...

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

استراتژی برای کودکان

دکتر حسن عباسی، رئیس مرکز دکترینال امنیت بدون مرز و رئیس اندیشکده یقین، جمعه شب ۱۱مرداد۹۲ در برنامه راز شبکه چهار سیما حضور پیدا کرد و در خصوص “انسان طراز و استراتژی برای کودکان” با نادر طالب زاده به گفت و گو نشست.

vlcsnap-2013-08-03-16h39m58s60

ده سال پیش یعنی در سال ۱۳۸۲، موضوع «فلسفه برای کودکان» را مقام معظم رهبری از مسئولین مربوطه مطالبه کردند. ایشان چند اشکال را به سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی طرح کردند:

۱-نفی حافظه محوری در سیستم آموزشی کشور.

به این معنی که روش تفکر جایگزین حفظیات در دروس شود. همان طور که می دانید در سیستم آموزشی کل جهان چهار روش وجود دارد:

یک-متن محور        دو-معلم محور             سه-دانش آموز محور           چهار-مدرسه محور

بهترین روش که در اسلام هم به آن تاکید شده است معلم محوری است

۲-معرفی انسان طراز به جامعه.

ایشان سال ها قبل از مسئولین خواسته بودند انسان طراز را به جامعه معرفیی کنند، مجدداً در سال ۱۳۹۰ از آن ها پرسیدند تعریف انسان طراز چی شد؟

۳-تحول در آموزش و پرورش.

اینکه ساختاری که ما از غرب در نظام آموزشی گرفته ایم باید متحول بشود.

اما نکته ای که ایشان در فضای عمومی مطرح کردند، موضوع فلسفه برای کودکان بود. الان حدود پنجاه سال است که در غرب به ویژه ایالات متحده فلسفه برای کودکان مطرح شده و در ایران روی این موضوع تعدادی پژوهشگاه و موسسه دارند کار می کنند که از آنجایی که در این موضوع هم مانند فلسفه، متون اصلی غربی است و ترجمه آن در کشور مورد استفاده قرار می گیرد کار فلسفه برای کودکان هم یک کار ترجمه ایست. البته تلاش هایی صورت گرفته تا از مباحث فلسفه اسلامی هم استفاده شود اما تبدیل آن به داستان برای کودکان وقت می برد.

چماق بالای سر روحانی!

زمانی حاج "حسین شریعتمداری" اومد گرفت روحانی به اصولگرایان نزدیکتر است تا به روحانی، همه بهش ایراد گرفتنند!

برخی از این آقایون هم که از هر نظر بازنده انتخابات شده بودند و موس موس کنان در دولت روحانی به دنبال پست هستند، نامه نوشتند به ایشان و محکومش کردند به کارشکنی!

برخی دیگر اومدن گفتند این آدم چون از شکست ناراحته این حرف ها رو می زنه!

بعد از مدتی دوباره حملات به حاج حسین شروع شد اینبار محکومش کردند به تهدید کردن رییس جمهور منتخب!

گفتن اصلا با چه حقی به رییس جمهور اولتیماتوم میدی؟

حلال همه این آقایون چپ و راست، توجه داشته باشند به سخنان جوهربار جناب زیباکلام!

ایشان در مصاحبه با نشریه هفت صبح گفته اند که؛

- روحانی 80 درصدش اصولگرا است!

- اصولگرایان در انتخابات شکست نخورده اند!

- باید با چماق بالای سر روحانی بایستیم و مطالباتمان رو ازش بخواهیم!

فکر نکنم آقای زیباکلام اصولگرا باشد یا مدیرمسئول کیهان!

تا بوده و بوده اصلاح طلب بوده و مخالف اصولگرایی!

حالا چرا صداتون در نمیاد آقایون حامی رییس جمهور منتخب؟

حسن پاتک

در جنگل آباد که بودیم، به جز مهمات سایر وسایل تدارکات کم بود،مثلا بچه ها از بابت پوتین در مضیقه بودند و حتی نان و غذا هم به بچه ها کم می رسید. در همان ایام حسن پاتک با یک تویوتا به مقر لشکر دیگری رفته بود. بعد از نماز دیده بود کسی بیرون نیست و دست به کار شده بود. تویوتا را کنار مسجد آورده و همه پوتین ها را پشت تویوتا ریخته بود! وقتی به گردان آمد مشکل پوتین همه را حل کرد! اتفاقا در همان محل یک حمام صحرایی هم دیده بود. یک شب به شناسایی منطقه رفته بود و شب بعد با تویوتا به آنجا رفته و کانکس را پشت ماشین بسته بود. در حال بیرون آمدن از مقر، نیروهای ارتش که آنجا مستقر بودند جلوی او را میگیرند که: "خوب شد! ما هم می خواستیم حمام را این طرف جاده بیاریم. حالا بیا بعد با تو صحبت می کنیم" حسن آقا "چشم" گفته و دنبال آن ها راه افتاده بود. ارتشی ها با چراغ قوه پیشاپیش او حرکت کرده و به جاده اصلی رسیده بودند اما رسیدن به جاده همان و گاز دادن حسن پاتک همان! به سرعت از آنجا دور شده و حمام را به گردان خودمان آورده بود. آن شب کسی او را نشناخت و نمیدانست از کدام لشکر است تا پیگیر قضیه شود. فقط خاطره ای به پاتک های او اضافه شد و حمامی که کار ما را راحت کرد.یکبار خودش تعریف کرد که در جاده قرارگاه خرمشهر داشتم می آمدم که دیدن ماشین ها صف کشیده اند. من هم پشت تویوتا را به سمت قطار برگرداندم و خودم پیاده شدم. سوئیچ را هم روی ماشین گذاشتم.بالافاصله پشت ماشین را پر کردند و راننده اش را صدا زدند اما من صدایم در نیامد! وقتی دیدند خبری از راننده نیست و ماشین های دیگر معطل مانده اند ماشین را به کنار جاده راندند و به کارشان ادامه دادند. وقتی حسابی گرم شدند من ماشین را روشن کردم و از آنجا دور شدم! یادم هست روزهای بعد از این پاتک ،کره در تدارکات آنقدر زیاد بود که با هر وعده غذایی کره نوش جان می کردیم.

آنچه که در بالا آمده، بخشی از کتاب زیبای "نورالدین فرزند ایران" است.

وقتی این صفحات از کتاب رو می خوندم، دوست داشتم کتاب رو بکنم تو حلق کسانی که طوری حرف می زنند که انگار شهدای ما فرشته هایی بوده اند که به علت سوراخ بودن لایه ازون از آسمون آمده اند پایین و جنگیده اند و به کاروان شهدا پیوشته است!

بابا!

این شهدا، این رزمندگان، این جانبازان، همین آدم هایی هستند که یه روزی مثل خود ما زندگی می کردند و حالا زندگی می کنند!

به خدا تا اینجای کتاب، قدری که از پاتک های حسن پاتک حرف زده، از نماز و نماز شب حرف نزده!

شهید عدالت

چند وقت پیش ی مطلب نوشتم درمود مولایم علی و در آن گفتم؛

علی چیزی نبود جز علم و عدالت!

علی باب علم شهر پیامبر بود.

بابی که التماس مردمان زمانه اش کرد تا بپرسند از او تا قبل از اینکه از میانشان برود!

و علی عدالت بود!

و من می گویم عدالت علی بود و علی عدالت!

و گفتم؛

من علی را در عدالت دیدم.

و پیرو علی را به عدالتخواهی خواهم شناخت!

تو این چند روز هرچه به زندگانی پر برکت مولا نگاه کردم، عدالت را پر رنگ ترین بخش زندگانی اش دیدم.

عدالت راهم نه آن عدالتی دیدم که شعار باشد و در حد حرف!

عدالت علی شعار حزب سیاسی نبود!

عدالت علی منش و عمل علی بود!

علی حاضر نبود دانه ای را از دهان مورچه اب به ناحق بگیرد.

علی حاضر نبود سر بیت المال با احدی حتی اگر طلحه و زبیر باشند معامله کند حتی اگر به قیمت جنگ جمل تمام شود!

علی در رعایت عدالت با برادر خود هم شوخی نداشت و حرارت آهن گداخته را به برادرش چشاند تا به او بفهماند علی نیز از آتش جهنم می ترسد!

و همین عدالت علی بود او را به خاک و خون کشاند!

علی را عدالتش به خاک و خون غلطاند. اگر او می خواست عدالت را رعایت نکند و ملاحظه کاری کند، قدرتمندترین خلفا می شد و هیچ معارضی پیدا نمی کرد، اما علی شاخص حق و باطل است.

(امام خامنه ای 8 اردیبهشت 68)

چند کلام حرف حساب

یکی از مسائلی که در این زمینه وجود دارد، ورود مجموعه های نظامی در سیاست، اقتصاد و فرهنگ است. سوال اینجاست که به نظر رهبر معظم انقلاب حدومرز ورود نیروهای نظامی در عرصه های گوناگون تا کجاست؟ چه تدبیری بایستی اندیشیده شود تا این نهادها عرصه را بر گروه های خودجوش مردمی تنگ نکنند؟

علاوه بر این، رهبر معظم انقلاب کدام ساختار حکومت را موظف به نظارت بر این نهادهای نظامی جهت جلوگیری از انحراف آنها میدانند؟

...

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

نامه مولا علی به حارث همدانی

به ريسمان قرآن چنگ در زن و از آن نصيحت بجوى . حلالش را حلال بدار و حرامش را حرام . حقى را كه پيش از اين بوده است تصديق كن . آنچه را از دنيا مانده است به آنچه از آن گذشته است ، قياس نماى . زيرا آنچه از آن باقى مانده ، همانند گذشته آن است و پايانش پيوسته است به آغاز آن و سراسر آن ناپايدار و رفتنى است .

نام خدا را بزرگ شمار و جز براى حق بر زبانش مياور . فراوان از مرگ و جهان پس از مرگ ياد كن و آروزى مرگ مكن ، مگر به شرطى محكم و استوار . از هر كار كه كننده آن انجامش دادنش را از خود مى‏پسندد و از ديگر مسلمانان ناپسند مى‏دارد حذر كن .

از هر كار كه در نهان انجام گيرد ، ولى به آشكارا سبب شرمسارى شود ، دورى نماى .

از هر كارى كه چون از كننده‏اش پرسند ، انكارش كند و عذر آورد بپرهيز .

آبروى خود را هدف تيرهاى سخن مردم قرار مده .

هر چه شنيدى به ديگران مگوى كه همين بس كه تو را دروغگو شمرند و هر چه شنيدى ، انكارش مكن كه همين بس كه تو را نادان شمرند .

خشم خود فرو خور و به هنگام قدرت ، گذشت نماى و در وقت غضب بردبار باش و چون توانايى يافتى گناه ديگران را عفو كن تا عاقبت نيك از آن تو بود

و سپاس هر نعمتى را كه خدا به تو داده به جاى آر تا نعمتت پايدار ماند .

هيچيك از نعمتهايى را كه خدا به تو عنايت كرده ، تباه منماى و بايد كه نشان نعمت خداوندى بر تو آشكار بود .

بدان كه بهترين مؤمنان كسى است كه جان خود و خويشاوندان و دارايى خود را پيش از ديگران در راه خدا تقديم دارد . زيرا هر خير كه پيشاپيش فرستى ، اندوخته شده ، براى تو بماند و هر چه واپس نهى ، خيرش به ديگرى رسد . بپرهيز از مصاحبت هر كس كه عملش ناپسند باشد ، كه هر كس را به دوستش شناسند .

در شهرهاى بزرگ سكونت گير كه محل اجتماع مسلمانان است و از جايى كه منزلگاه غفلت و ستم است و طاعت خداوند را ياران اندك است ، بپرهيز . انديشه خود منحصر به امورى دار كه به كارت آيد و از نشستن بر سر بازارها حذر كن كه جايگاه شيطان است و محل بروز فتنه‏هاست . بر كسانى كه تو را بر آنان برترى است ، فراوان ، نظر كن كه نظر كردن تو سپاسگزارى از نعمت است .

در روز جمعه سفر مكن تا در نماز جمعه حاضر آيى ، مگر اينكه سفرت در راه خدا باشد يا كارى باشد كه در انجام دادنش ناچار باشى . در همه كارها خدا را اطاعت كن ، زيرا اطاعت حق از هر كار ديگر برتر است . نفس را در عبادت بفريب و با او مدارا كن و بر او قهر منماى . و به هنگام فراغت و آسايشش او را درياب ، مگر در آنچه بر تو واجب است كه از به جاى آوردن و مراعات آن در وقت مقرر ، چاره‏اى نيست . بترس كه مرگ به سراغت آيد و تو در طلب دنيا از خداى گريخته باشى . بپرهيز از مصاحبت بد كاران كه شرّ پيوسته به شرّ است . خدا را بزرگ دار و دوستانش را دوست بدار و از خشم بپرهيز كه خشم از سپاهيان ابليس است . والسلام

علی یعنی عدالت


معروف است که زمانی که ابن ملجم ملعون فرق مولایمان را شکافت، مولا در آن هنگام گفت:"فزت و رب الکعبه"

یعنی اینکه به خدای کعبه، رستگار شدم.

سوال!

وقتی مولا علی شهادت در راه معشوقش، عشقش، خدایش را رستگاری می داند، ما چرا برای شهادت مولا گریه می کنیم و عذاداری بر گذار می کنیم؟

...

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

برای وزارت امور خارجه

برای یادآوری وزارت خارجه ای که تولد نوه سلطنتی را تبریک گفت!

بابی ساندز مبارز ایرلندی و عضو ارتش آزادی خواه ایرلند که هدفش خروج اشغالگران انگلیسی از ایرلند شمالی بود.

در مارس ۱۹۸۱ بابی ساندز اعتصاب غذای تاریخی خود را با این خواست‌ها آغاز کرد:
پوشیدن لباس غیرزندانی
عدم کار اجباری
حق اجتماع آزاد زندانیان و مطالعه و آموزش
حق ملاقات هفتگی، داشتن نامه و بسته
حق دریافت حکم همانند دیگر زندانیان

زندانیان می‌خواستند که به عنوان زندانیان سیاسی (و یا اسرای جنگی) قلمداد گردند نه مجرمان جنایی.

سرانجام بابی ساندز پس از ۶۶ روز اعتصاب غذا در سن بیست و هفت سالگی در ۵ می ۱۹۸۱ در زندان بلفاست درگذشت

جمهوری اسلامی ایران در دههٔ ۱۳۶۰ یکی از مهم ترین خیابان‌های تهران را که در رژیم پهلوی به نام چرچیل شناخته می‌شد، به خیابان بابی ساندز تغییر داد. سران انگلیس مجبور بودند تا هنگام فرستادن نامه به سفارتشان در ایران آدرس را به صورت "تهران - خیابان بابی ساندز" بنویسند. همین مسئله باعث شد تا سفارت در اصلی را ببندد و دری را که از خیابانی دیگر به سفارت راه دارد محل اصلی ورود و خروج قرار دهد.

مثل اینکه وزارت امورخارجه ما و جناب عراقچی یادشون رفته که اصول امام و انقلاب و رهبری در سیاست خارجه حمایت از مظلومان عالم و نفی سلطه زورگویان بوده و هست!!! و مثل اینکه وزارت امورخارجه و جناب عراچی یادشان رفته که انگلستان در تمام دنیا منفورترین کشور است و استعمار پیر دنیاست!!!

مثل اینکه یادشون رفته چند نفر کودک در سرتاسر دنیا با سیاست های این کشور جان خودشون رو از دست داده اند!!!


پسر ایران

شهیدی که پاسدار سپاه بود و در کنار فعالیت در سپاه، در دانشگاه نیز تحصیل می کرد.

سید نوالدین در مورد این شهید می گوید: " آنقدر در بیت المال دقیق بود که نصف حقوقش را از سپاه نمی گرفت به خاطر اینکه اعتقاد داشت درس می خواند و همه وقتش در سپاه نیست!!!"

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

معاش و معاد



اسلام برخلاف مذاهب دیگر که توجیه کننده ی فقر زندگی اجتمایی هستند بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر است که میگوید:«وقتی فقر وارد خانه ای میشود،دین از در دیگر خارج میشود»و یا پیامبرش که بنیانگذار مکتبی است که ما به آن معتقدیم  میگوید:

"من لا معاش له لا معاد له"* کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت! گویی پرودُن حرف میزند! درست برخلاف  برداشتی که اکنون از این مذهب میکنندومی گویند: "کسی که به فقر وبدبختی دچار است قلبش صاف تراست وشکسته تر وبیشتر میتواند زمینه ی طلوع  الهامات غیبی باشد!!!"

شکم خالی هیچ ندارد،جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی ومادی است مسلماً کمبود معنوی خواهد داشت آنچه را که به نام اخلاق و مذهب می نامند،در جامعه های فقیر، موهوم انحرافی است،معنویت نیست.

دکتر علی شریعتی، کتاب "چه باید کرد"

"من لا معاش له لا معاد له"* یک اصل بسیار اساسى است در اصول کافى این حدیث هست که پیغمبر اکرم مى فرمود: "اللهم بارک لنا فى الخبز" ( خدایا نان را بر ما مبارک بگردان ) "لولا الخبز ما صلینا و ما تصدقنا و لا صمنا" اگر ما نان نداشتیم , نمى توانستیم نماز خوانیم , نمى توانستیم روزه بگیریم , نمى توانستیم صدقه بدهیم!!!

شهید مطهری، کتاب "اسلام و مقتضیات زمان/ج2"

---

·       *  بحارالانوار، ج 6، ص 295

آبرو ...

خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم.

گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟

آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد.

خدا شاهدست الان مردم خیلی دست کم گرفته اند آبرو بردن را.

ببینید خدا چند گناه را نمی بخشد:

1- عمدا نماز نخواندن.2- به ناحق آدم کشتن.3- عقوق والدین.4- آبرو بردن.

این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی شوند.

پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، تعریف می کرد:

"به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می گویی؟

پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!"

الان در زمان ما هیئتی ها، مسجدی ها و مقدس ها آبرو می برند!!!!

عزیز من اسلام می خواهد آبروی فرد حفظ شود.

شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی ها با زبانشان می روند جهنم.

روایت داریم که می فرماید اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند!

فکر نکنید همه شراب می خورند و از دیوار مردم بالا می روند.

یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم!!!

ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی!

بله

توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می برند.

امیرالمومنین به حارث همدانی می فرماید: اگر هر چه را که می شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی!!!

کار فرهنگی

با ارتباطی که با واحد تبلیغات سپاه منطقه ۵ برقرار کردیم، که محلس در تهران‌نو بود، توانستیم کمک‌هایی برای کارهای تبلیغاتی بگیریم. طراحی پوستر برای شهدا، طراحی و تکثیر بروشور و ترکت به مناسبت‌های مختلف، پارچه‌نویسی برای ایام انقلاب و شهادت بچه‌های محل، از جمله کارهامان بود. همه بودجه هم از جلساتی تأمین می‌شد که تشکیل می‌دادیم و هر کس پولی از جیبش می‌گذاشت.

(کتاب «دیدم که جانم می‌رود» تالیف حمید داوود آبادی)


در همین جند خط از کتاب دو نکته بسیار مهم وجود دارد برای کسانی که امروزی مدعی هستند که دارند مار فرهنگی می کنند!

1- برخی از این کارهایی که امروز اسمشون رو گذاشتن کار فرهنگی، مال دهه 60 است!

2- اون کار فرهنگی ارزش دارد که به صورت خودجوش باشد.

دوستان عزیزی که متولی امور فرهنگی و کار فرهنگی در نهادها و سازمان ها و ارگان های مختلف هستند!

بدانند که همانطور که در بالا آمده، شیوه هایی مانند نوشتن پلاکادر (که البته امروزه به بنر تغییر شکل داده) و بروشور و ترکت به مناسبت های مختلف، در دهه 60 به عنوان کار فرهنگی محسوب می شده اند!

الان در سال 1392 قرار داریم!

اگر بیاییم فقط به مناسبت های مختلق بنر چاپ کنیم و به در و دیوار بزنیم، بهش نمی گن کار فرهنگی!

کار فرهنگی امروز یعنی فیلم!

یعنی یک نشریه با قلمی زیبا و روان و قوی برای دفاع از آرمان ها!

درضمن

در آن سال ها بچه هایی که می خواستند کار فرهنگی کنند، به صورت خودجوش دور هم جمع می شدند و از جیب خود وسط می ذاشتند!

اینکه همه بیان دور هم جمع بشیم و یکی از بالا به عنوان رییس برایمان منسوب کنند و کلی بودجه سالانه بدن، هرگز نمی شود کار فرهنگی کرد.

اگر هم کسی مخالف حرف منه بگه در طول این سی و اندی سال بعد از انقلاب، این دم و دستگاه هایی که بیت المال در اختیارشونه، چه گلی به سر انقلاب زده اند؟!!!