دولت تدبیر و امید!!
دبیر شورای امنیت ملی نامه ای می نویسد به رییس جمهور و انتقاد می کند از یکی از وزرای دولت!
وی در نامه اش خطاب به رییس جمهور وقت می نویسد:
- عقد قرارداد طولانی گاز با شرکتی غیر معتبر که بنابر گزارشات دریافتی از وزارت نفت طی سالهای گذشته عملکردی ضعیف و توأم با نادیده گرفتن حقوق ایران در ارتباط با میدان نفتی مبارک داشته، تکرار تجربه تلخی است که سالیان دراز گرفتار آن خواهیم بود.
- شرایط بازار موجب گردیده که قیمت و شرایط قراردادی مذاکره شده در مقایسه با منطقه بسیار پایین و غیرمطلوب باشد
آن دبیر شورای امنیت ملی که نام بردیم، دکتر روحانی، رییس جمهور حال حاضر کشور مان است.
آن رییس جمهور وقت، جناب خاتمی، از حامیان دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری است.
آن وزیری هم که روحانی به خاطرش نامه نوشت به خاتمی، بیژن زنگنه وزیر نفت خاتمی و وزیر پیشنهادی جناب روحانی برای وزارت نفت است!
آن قراردادی هم که داد جناب روحانی را در آورده بود، قرارداد "کرسنت" است! قراردادی که طی آن، ایران تعهد میشد گاز ترش (فراوری نشده) تولیدی "میدان گازی سلمان" را به مدت ۲۵ سال و از آغاز سال ۲۰۰۵ میلادی به "امارات" صادر کند. حجم صادرات هم قرار بود از ۵۰۰ میلیون مترمکعب گاز آغاز شود و به تدریج به ۸۰۰ میلیون مترمکعب در روز برسد. درطول دوره ۲۵ ساله این قرارداد، درآمد ایران از فروش گاز به کرسنت بین ۱۶ تا ۲۰ درصد (حدود یک پنجم) بهای گاز قرارداد ایران با ترکیه ر دوره مشابه ۲۵ ساله میشد.
حال سوال!
کسی که عملکرد بسیار بدی در زمان تصدی وزارتخانه نفت داشته و قرارداد ننگین "کرسنت" را امضا نموده که داد شورای امنیت ملی به دبیری خود جناب روحانی را هم درآورد، در دولت تدبیر و امید چه می کند؟

البته همین سوال رو درمورد وزرای دیگر مانند آقای جنتی وزیر پیشنهادی ارشاد هم می توان داشت!
کسی که هیچ سابقه فرهنگی ندارد، چگونه می خواهد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت تدبیر و امید را اداره کند؟
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.