اين روز ها كه به همت رييس دانشگاه و برخي دوستان، در راستاي انديشه هاي مبارك دوستان كوته انديش، راهروهاي دانشگاه را قدم كرد و يادداشت مي نماييم.
قتبل توجه برخي دوستان كه لطفشون شامل حال ما شد، جناب آقاي "ق.خ" به ما پيشنهاد يه دفتر براي فعاليت داد. اما حاج علي جان بسيار خوب جواب ايشان را دادند. ايشان فرمودند آقاي "ق.خ" دانشگاه هم براي ما كوچك است چه برسد به يه اتاق!
نتيجه اينكه ما همان نسل جوانيكم كه ثابت كرديم، رسالت را هيچگاه به امكانات گره نمي زنيم و در راه اسلام و اصلاح امور، از هيچ كسي نمي ترسيم.
بگذريم.
يكي از بچه ها ميگفت واقعا اين آركيو هواپيماي جاسوس بود كه زدنش؟
گفتم پَ نه پَ سفره ماه پرنده است، اهدايي اوباما به ايران
خلاصه اين روزها راه ميريم و با صدايي خوش فرياد مي زنيم كه آركيوووووووووووووو مي زينم!
خلاصه دماغ ضد انقلاب را خوب مي سوزانيم.

به قول حاج سعيد مشخص نيست كجاشون سوخته!
باز هم بگذريم.
اين اوباما گفته هواپيمامو مي خوام!
حالا به نظر شما با اين "پهباد" يا همون آركيو 170 خودمون چكار كنيم؟
1- مي تونيم بديمش چين، تا اوباما بره جمعه بازار اسباب بزيشو بخره.
2- مي تونيم بذاريمش تو موزه علوم دريايي به عنوان مجسمه سفره ماهي.
3- مي توانيم بهش پسش بديم اما شرطش كنيم اگر يه بار ديگه افتاد اينور پاره اش مي كنيم.
4- مي تونيم بذاريمش تو پارك تا بچه ها روش يادگاري بنويسند.
5- مي تونيم به عقد شهاب 3 درش بياريم تا بچه شون بشه شهباد.
6- تا تابستون يكي روش بسازيم و براش بفرستيم.
...
اگر هم شما پيشنهاد بهتري داريد بگيد.