بالاخره کتاب "سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد" را خواندم.

 

 

هرکی می خواهد در لا به لای دریای واژگان بداند "روحی" چگونه بت شکن عصر می شود، این کتاب را بخواند.

هرکس می خواهد بداند چگونه آن طلبه جوانی که در جلسات مجلس ملی می نشست تا بداند در مملکت چه خبر است، چگونه در اوج احترام به مدرس، پیر سیاست انتقاد می کرد، این کتاب را بخواند.

هر کس می خواهد بداند آن طلبه جوانی که به محض ورود خانواده ی رضاخان، بدون حجاب اسلامی در حرم حضرت معصومه، آشوب به پا کرد چه کسی بود، این کتاب را بخواند.

هرکس می خواد بداند چه کسی نگذاشت آتش مبارزه آیت الله کاشانی حتی پس از شکست ملی شدن صنعت نفت و خیانت مصدق به مذهبیون سرد نشود و تا دم مرگ آیت ااه شعله ور بماند چه کسی بود، این کتاب را بخواند.

هرکس می خواهد بداند آن روحانی جوانی به خانه آیت الله بروجردی رفت تا ایشان دخالت کنند و نگذارند نواب صفوی به دار آویخته شود و با چشم پر از اشک از آن خانه خارج شد چه کسی بود، این کتاب را بخواند!

هرکس می خواهد بداند آن طلبه جوانی که به نمایندگی از آیت الله بروجردی به دیدار شاه رفت و با نگاهش ابهت آن را درهم شکست چه کسی بود، این کتاب را بخواند!

این کتاب را بخواند تا بداند از "دره گل زرد" در دشت های اطراف خمین، تا نفل لوشاتو راهی نیست، اگر با روحت زندگی کنی نه با جسم!

...

 

ادامه مطلب