مگر رسالت ما به عنوان یه تشکل دانشجویی که باید برای انقلاب کادرسازی کنیم و در چالش های نظام نقش آفرینی کنیم، نصب بنر در سطح شهر است؟

چگونه می خواهیم جوابگوی خداوند باشیم وقتی که چند صد هزار تومن داده ایم و بنر نصب کرده ایم؟

مقام معظم رهبری بارها بر بحث تبلیغات تاکید داشته اند. اما آیا معنای تبلیغات این است؟

سخنان ایشان کاملا مشخص است. ایشان بر روی تبلیغ کار خوب تاکید دارند. می فرمایند اگر خدمتی صورت گرفت باید به همه گفته شود. اما آیا این بنرها نشانگر خدمت است؟

مقام معظم رهبری بر کرسی های نظریه پردازی و آزاد اندیشی تاکید دارند. آیا در این امر موفق بوده ایم؟

آیا اینکه رهبری فرمودند بسیج دانشجویی باید زیر پر و بال دیگر تشکل های انقلابی و همسو را بگیرد را انجام داده ایم؟

نسبت به مسائل جامعه خود چقدر حساس بوده ایم؟نسبت به مسائل دانشگاه خود چطور؟

کنار دانشجویان بوده ایم یا کنار مسئولین دانشگاه؟

آیا همه منویات امام را در دانشگاه انجام داده ایم که حالا بیاییم و در سطح شهر بگوییم ما هم هستیم!!!

بیاییم و دوباره اندیشه های امام  نگاهی بیاندازیم.

البته برای بازخوانی این اندیشه های لازم نیست اسم گروه و کانون و طرح و ... رو بیاریم. لازم نیست یه روز هفته دور هم جمع بشویم و سر خودمون و دیگران را کلاه بذاریم به بهانه واهی.چون اون موقع گرگان عشق قدرتی هستند که بخواهند سوءاستفاده کنند! گرگانی که در هر زمان و مکان با توجه به سودشان سخن می گویند.

تنها کافی است سری به مانیفست امام خمینی بزنیم. همین!

بیاییم اندیشه های امام را بازخوانی کنیم.

اگر واقعا در راستای اندیشه های امام بوده ایم پس باید بتوانیم جواب این سوالات را بدیم؛

ما کجا قرار گرفته ایم؟

مگر قرار نبود انقلاب ما جهانی شود؟ الان کجای این راه هستیم؟ ما چه نقشی داشته ایم؟

چند قدمی اهداف و آرمان های خود هستیم؟

چه برنامه ای برای رسیدن به اهداف خود داریم؟

 آیا واقعا به رسالت خود عمل کرده ایم؟

آیا رهبری از نحوه عملکرد ما راضی است؟

و...