استراتژی برای کودکان
ده سال پیش یعنی در سال ۱۳۸۲، موضوع «فلسفه برای کودکان» را مقام معظم رهبری از مسئولین مربوطه مطالبه کردند. ایشان چند اشکال را به سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی طرح کردند:
۱-نفی حافظه محوری در سیستم آموزشی کشور.
به این معنی که روش تفکر جایگزین حفظیات در دروس شود. همان طور که می دانید در سیستم آموزشی کل جهان چهار روش وجود دارد:
یک-متن محور دو-معلم محور سه-دانش آموز محور چهار-مدرسه محور
بهترین روش که در اسلام هم به آن تاکید شده است معلم محوری است
۲-معرفی انسان طراز به جامعه.
ایشان سال ها قبل از مسئولین خواسته بودند انسان طراز را به جامعه معرفیی کنند، مجدداً در سال ۱۳۹۰ از آن ها پرسیدند تعریف انسان طراز چی شد؟
۳-تحول در آموزش و پرورش.
اینکه ساختاری که ما از غرب در نظام آموزشی گرفته ایم باید متحول بشود.
اما نکته ای که ایشان در فضای عمومی مطرح کردند، موضوع فلسفه برای کودکان بود. الان حدود پنجاه سال است که در غرب به ویژه ایالات متحده فلسفه برای کودکان مطرح شده و در ایران روی این موضوع تعدادی پژوهشگاه و موسسه دارند کار می کنند که از آنجایی که در این موضوع هم مانند فلسفه، متون اصلی غربی است و ترجمه آن در کشور مورد استفاده قرار می گیرد کار فلسفه برای کودکان هم یک کار ترجمه ایست. البته تلاش هایی صورت گرفته تا از مباحث فلسفه اسلامی هم استفاده شود اما تبدیل آن به داستان برای کودکان وقت می برد.

راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.