ن عاشق
1) سخنرانی آقای قرائتی از تلویزیون در حال پخش بود، همه ی بچه ها و ایضاً بزرگترها را ساکت کرد و سخنرانی را تا آخر گوش داد. در بین سخنرانی اگر کسی از سخنرانی غافل می شد، با نی قلیان سُقُلمه ای بهش می زد و می گفت: گوش کن
2) یک بعد از ظهر ساکت و آرام بود، عده ای هنوز در خواب بعد از ظهر بودند و عده ای دیگر بیدار شده و مشغول گلدوزی بودند. استکان چایی که در دست داشت را زمین گذاشت و شروع کرد آرام آرام سینه زدن
گریه می کرد و سینه میزد و ذکر مصیبت امام حسین می خواند. کم کم دختران حاضر در سالن هم با او همراه شدند، لب خوانی کردند و سینه زدند... عجب سوزی داشت لحن و نوایش... هنوز صدای حسین جان هایی که می گفت در گوشم است...
نیم ساعتی مداحی کرد و گریست برای امام حسین.
3) اهل خانه قرار بود بیرون بروند و من تنها بودم، گفته بودند مدتی که آنها نیستند را نزد کسی دیگر بروم، اما چون میل همنشینی با آنها را نداشتم رفتم منزل این شخص. دهه اول محرم بود.
روی چراغ فتیله ای وسط اتاقش پلوی ساده ای دم گذاشته بود. پلو که دم کشید پایین گذاشت و مقداری سوسیس با گوجه هم در ماهیتابه تفت داد. دو یا سه تا بشقاب پلو کشید و روی هر کدام از بشقاب ها قدری خوراک سوسیس ریخت.
بشقاب ها را برداشت و رفت. وقتی برگشت پرسیدم کجا بردید و برای که؟ گفت: نذری بود برای امام حسین. بردم برای همسایه ها
پ ن: محبت اهل بیت دل می شناسد، نه مذهب...
پ ن: پیرزن 80-90 ساله ای بود، اهل سیستان و بلوچستان، شهرستان سراوان و سنی مذهب
پ ن: تنها درآمد و محل امرار معاشش، مستمری بود که از کمیته ی امداد امام می گرفت.
پ ن: خاطرات از سال های 73 تا 77 ...
پ ن: عکس از اینترنت
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.