یالثارات توقیف شد!
1. صبح پیامک توقیف یالثارات که از رسانه های تند سابق است و امروز با رسانه های دیگری خصوصاً رسانه های مجازی جدید دیگر منتهی الیه سمت راست سیاست محسوب نمیشود را دریافت کردم. جای تعجب نداشت. چرا که برایم این دولت دولتی نیست که بتواند مخالف خود را تحمل نماید. نه از این جهت که ده نفر ازاعضای اصلی این دولت را افرادی با سابقه اطلاعاتی و امنیتی تشکیل میدهند و نه از این جهت که دولت بر خلاف گفته هایش عمل میکند و اصطلاحاً چیزی میگوید و به مسیری دیگر میرود که آن هم از ویژگی های اصلی این دولت است و نه حتی از این جهت که دولت یازدهم به دنبال اعتدال است و میخواهد خط افراط و تفریط را تضعیف و خط اعتدال را تقویت نماید....
2. این دولت یا لثارات را توقیف کرد و اگر دستش میرسید که نمیرسد رجانیوز و دیگر رسانه های به اصطلاح خود افراطی که رسانه های روشنفکر مخالف خود مثل الف را نیز فیلتر می نمود. علت این فیلتر شدن را بنده در سعه صدر نداشتن انسان به طور ذاتی میدانم. انسانی میتواند حرف مخالف خود را تحمل کند که لبخند به مخالف را تمرین کرده باشد. اگر در نظر و تئوری قائل به آزادی بیان باشی ولی در عمل سختی شنیدن و واکنش نشان ندادن یا واکنش مثبت را تمرین نکرده باشی به این سرنوشت دچار خواهی شد. وقتی روزنامه های زنجیره ای توسط سعید مرتضوی با استناد به قانون اقدامات تامینی سال 1339 توقیف شد خاتمی کنفرانس خبری اش را در اعتراض به این امر بدون حضور روزنامه ها برگزار کرد. اما چندی نگذشت که بر سردانشجویان معترض در دانشگاه تهران فریاد کشید و کنترل خود را از دست داده و گفت از جلسه اخراجتان میکنم...
3. در نهج البلاغه آمده است روزی مردی در جمعی بعداز کلام امیرالمومنین به خشم آمدو کلامی به او گفت که مجازات مرتد(اعدام) بر او مترتب میشد. اصحاب برخاستند که او را به قتل برسانند.امیرالمومنین او راعفو نمود و از مجازاتش گذشت کرد. این حرکت توسط امیرمومنان نه به خاطر اینکه بخواهد کلا و برای همیشه از مجازات مرتد که از مسلمات فقهی است صرف نظر نماید که از تمرین نفس او و تسلط بر قوای غضبش حکایت داشت و نشان میداد که میتوان از حق شخصی گذشت.
4. از این حرکات در دولت فعلی و هر دولتی که تمرین لبخند به مخالف نکرده است خواهیم دید و باز جای تعجب نخواهد داشت...
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.