بسم الله الرحمن الرحیم

دکتر زاکانی در صفحه شخصی خود در گوگل پلاس خود نوشت:

با سلام و احترام و تبریک ماه ربیع الاول خدمت همه دوستان عزیز

امروز هنگام خروج از مصلای نماز جمعه تهران چشمم به تابلویی افتاد که در ضلع شمالی آن نصب شده و جمله ای کوتاه از حضرت امام ره ولی با یک دریا مفهوم و مطلب را برای ما به یادگار گذاشته بود.

جمله حضرت امام (ره) این بود: انشاءالله در کنار ساختن مصلای تهران در ساختن بینش کفرستیزی مسلمانان موفق باشید. 67/8/23


با دیدن این تابلو نکاتی به ذهنم رسید که بخشی از آن عبارت بود از این که امروز در کشور عزیزمان دونگاه کلی در خصوص تعامل با جهان خارج بیشتر نمود دارد. *


اولی معتقد به ارزش های الهی و نفی سلطه گری و سلطه پذیری است و معتقد است که هم می توان انقلابی بود و هم نظام اسلامی را در بهترین صورت بر اساس خودباوری و سرمایه های معنوی، انسانی و مادی این مرزو بوم ساخت و جامعه ای نمونه و الگو را به جهانیان معرفی نمود.

در خصوص سایر کشورها نیز با الهام بخشی و کمک به محرومین و مستضعفین سایر ملل، به همه کشورهایی که بدنبال چنگ اندازی به حقوق سایر ملت ها نیستند و از موضع منطقی برخوردارند دست دوستی و همکاری داد و در ارتباط با داشته های غرب و سایرین نیز بطور گزینشی از نکات مطلوبش بهره جست و از ابعاد نامطلوب آن پرهیز نمود.

به هرحال این گروه معتقد به قدرت نرم اسلام است و هنر خویش را انتقال هنرمندانه این پیام الهی برای تشنگان اسلام ناب محمدی ص در سراسر جهان می داند و این پشتوانه را محکمترین پشتوانه در سیاست خارجی برمی شمرد.

راه حل مشکلات داخلی را نیز بهره مندی از همه فرصت های منطقه ای و جهانی دانسته ولی اساس را بر استفاده از ظرفیت های داخل کشور و ایجاد ساخت درونی و استحکام داخلی درونزاد می داند.


اما گروه دوم با اینکه نظام سلطه کنونی را در جهان بد می داند ولی معتقد است نمی توان با این نظام ظالمانه همچنان درگیر بود پس برای حل مشکلات کشور راهی جز پذیرش آقایی آمریکا در نظم موجود جهانی نیست.

این گروه معتقد است نمی توان هم انقلابی بود و هم حکومت داری کرد، لذا دوره انقلابی گری گذشته و باید واقع بین بود و با آمریکا کنار آمد. 

ایشان معتقدند بازشدن گره مشکلات اقتصادی داخل هیچ راه حلی جز از طریق سیاست خارجی و همکاری در مجموعه نظام حاکم بر جهان به رهبری آمریکا ندارد و در واقع نزدیکترین راه حل دیدن خود کدخداست و حل وفصل مستقیم موضوع با اوست.

از این رو در کتاب مبانی نظری برنامه چهارم که در زمان دولت آقای خاتمی منتشر شد به صراحت دلایل عدم امکان مقابله با آمریکا را ذکر کردند و خواستار بازیگری همراه با نوازندگی بین المللی و ایفای نقش همراه ارکستر جهانی شده بودند!!. 

*به نظر بنده نگاه اول جامع و کامل است و راه حل دوم از پیش محکوم به شکست است، اگر امروز مشکلاتی در کشور هست که مسلما' این مشکلات وجود دارد باید ریشه اصلی آن (در کنار جنایتهای بی شمار آمریکا و هم پیمانانش برعلیه ملت شریف ایران) را در داخل کشور جستجو کرد و درمان آن را نیز در داخل جست.

راستی نظر شما چیست؟