من معذرت میخواهم
من فکر میکنم یکی از چیزهایی که ما با یاد بگیریم و اگر دارای فرزند هستیم به او هم یاد بدهیم معذرت خواستن است.
معذرت خواستن و طلب بخشش به نظر من یک مسئلهی مهم و حتی استراتژیک است.
ما نمیتوانیم هر طور که دلمان میخواهد و در هر زمان از شخصی عذرخواهی کنیم. زمان و نحوهی آن بسیار مهم است.
عذرخواهی قاعدتا باعث میشود فرد در عین حال به خودش هم احترام بگذارد، اما اگر اصول آن رعایت نشود، بعضا باعث افت شخصیت شما میشود.
مثلا نمیشود با یک نفر دعوا کنید و تازه ۳ هفتهی بعد، یک روز که بیکار بودید، زنگ بزنید و از آن فرد عذرخواهی کنید و یا در دعوا و جر و بحث تان هر چه الفاظ شیک و مترقیانه که از دهن تان خارج شده است را فراموش کنید و زنگ بزنید و عذرخواهی کنید، چون شما قبلا شخصیت طرف را خورد کردهاید و با عذرخواهیتان به نظر من دیگر کاری از پیش نمیبرید.
دیگر این که در مقابل خیلی از کارها یک جملهی ببخشید خشک و خالی که انگار از سر اجبار از دهان تان بیرون میآید کفایت نمیکند و باید کمی آن را شرح و بسط داد.
خلاصه به نظرم معذرت خواهی هنر اجتماعی خیلی مهمیست و خیلی از ما از آن بیبهره هستیم.
همچنین به نظرم تکرار عذرخواهیها در امور مختلف، اصل مطلب (که پشیمانی ما است) را لوث کرده و ممکن است طرف فرض کند شما او را خر گیر آوردهاید و هر چه بخواهید میکنید و بعد هم با یک عذرخواهی درصدد به فراموشی سپردن قضیه بر میآیید.
دومین مورد که به نظرم خیلی مهم است نحوهی برخورد ما در مقابل کسی است که از ما عذرخواهی میکند. قیافهی حق به جانب گرفتن و زخم کهنه را نو کردن و بنا را بر گله گذاشتن، که تو فلان کردی و بهمان را گفتی دیگر کاری از پیش نمیبرد، آنها را باید همان موقع دعوا میگفتید. حالا باید بدانیم طرف از رفتارش پشیمان شده است و نباید در مقابل او حالت تهاجمی و خود برتربینی به خود گرفت و باید با یک جملهی سادهی خواهش میکنم قضیه را فیصله دهیم.
فراموش نکنیم که در هیچ دعوایی یک نفر به تنهایی مقصر نیست و کسی که برای عذرخواهی پیش قدم میشود احتمالا از ما شجاعتر است.
http://linkzan.ir/archives/20756
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.