دین منهای فقر
حیفم اومد بخشهایی از اون سخنرانی رو براتون نذارم.
دکتر سبحانی:
- «دین با فقر نمیسازد» در نتیجه به صراحت میتوان گفت اگر کشوری اسلامی هست، نمیتواند فقیر باشد و اگر فقیر است باید در اسلامی بودنش شک کرد. بنابراین به لحاظ منطقی جمع فقر و دیانت غیرممکن است.
- در حال حاضر وضعیت به گونهای شده است که فردی 16 ساعت کار میکند و هیکل نحیف خود را به خانه میرساند و راه به جایی هم نمیبرد، و فردا روز از نو روزی از نو! چگونه میتوان میتوان از یک دوشغله نحیف انتظار فکر و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی داشت. اگر کثرت و تکاثر امکانات به ناحق باشد، منطقا باید منتظر فقر باشیم و بپذیریم که در انتخاب ساز و کار اشتباه کردهایم.
- مشکلات امروز ما از طریق عوارض و معلولهایی مثل دادن یارانه به وجود نیامده، بلکه به سبب جایگزینی ساز و کار غریبه در حضور تملق و مهار نقد و سکوت مصلحتاندیشانه به وجود آمده است. ساز و کارهای فعلی اقتصادی در جهت منافع سرمایهداری است؛ در این ساز و کارها به سرمایه اصالت دادهاند، به طور رسمی از اصالت سرمایه و قانونگذاری به نفع سرمایه و همچنین حسابکشی از نیروی کار پرداختهاند و این باعث شده که حداقل مشکل ما فقر باشد و بزرگتر از فقر، آن گرفتاریهای ذهنی است که مردم با آن درگیر شدهاند، اما مجبورند به خاطر حفظ آبرو و تامین معاششان زحمت فراوان بکشند.
- در روزگار غربت دین باید از هر فریادی به نفع دین حمایت کرد. باور این مسئله سخت است که ما امروز در روزگار حاکمیت دین برای بیان آموزههای دین بزرگداشت گرفتهایم. ما حق داریم که انتظار داشته باشیم که حاکمیت دینی اجتماع متدینین را به سیستمی از آموزه های دینی هدایت کند تا فقر که مرگ اکبر و موجب سلب شخصیت فقیر است، از بین برود.
- در این صورت است که جامعه میتواند از استعدادهای خودش استفاده کند و بالفعل شدن این استعدادها است که نام عدالت به خود میگیرد. از خدا میخواهیم همه صداهایی را که در بدعتگذاری در فهم آموزههای دین و نهادینه کردن آن برآمدهاند، اصلاح کند و ما را از عاملان به تحقق عملی آموزههای دین قرار دهد.
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.