بالاخره تمومش کردم!

نورالدین پسر ایرن رو میگم!

از بس که تو ایامی که داشتم می خوندمش با خودم اینور و اونورش می کردم، وقتی تموم شد تو خونه همه جشن گرفتن!

داستان نورالدین، حقیقت جنگ ماست.

با شوخی ها و تک زدناشون خندیدم!

با گریه هاشون گربه کردم!

با خشمشون خشمگین شدم!

درد نورالدین، درد ماست!

کسانی که می خواهند بدانند تو این 8 سال جنگ، در میدان های نبرد و همزمان در شهرهای دور از میدان نبرد چه خبر بوده، این کتاب رو حتما بخونند.

کتاب جدیدی هم برداشتم برا خوندن.

کتاب "سه دیدار" نوشته مرحوم نادر ابراهیمی