روز سوم، دانشگاه دیگه شکل دانشگاه شده بود.

بالاخره در تشکل های دانشگاه باز شده بود.

تو انجمن اسلامی دانشجو مثل خون در رگ جریان داشت و اما در بعضی تشکل ها فقط در اتاقی باز شده بود و بنده خدایی تنهایی پشت میزی نشسته بود.

وضع تشکل های دانشگاه ما هم جالبه!

یکی بیانیه میده و در کل استان پخش می کنه که باید فلانی استاندار بشه اما دیگری دنبال دعای عرفه است!!!

البته این درد همیشه بوده!

رییس جمهور محترم از امریکا برمیگرده، دوستان تشکلی ما هیچ موضعی ندارند!

نه رد و نه تایید!

اصلا از من بپرسی می گم تحلیل دارند از اتفاقاتی که در امریکا افتاد!

حالا چه برسد به قضایای استانداری بوشهر!

این دقیقا همان ضعف همیشگی ماست! یعنی هیچوقت نفهمیدیدم کی، چکار کنیم!

داغترین بحث محافل و گروه های سیاسی در استان ما، فعلا انتخاب استانداره.

البته دولت داره با تیزهوشی این انتخاب را به تعویق می اندازد تا گروه های سیاسی کمی حرارتشون ملایمتر بشود و اونوقت در کمال آرامش یک استاندار ترجیحا غیر بومی انتخاب کند.

به این دلیل گفتم غیر بومی که تجربه نشون داده اگر استانر بومی انتخاب شود، هر روز گروهی تهران، دفتر وزیر کشور بست نشستها ند تا زیر آب استاندار را بزنند.

سایت های استان هم که دیگه نمیخ واد بگی! اگر استاندار بومی باشه چنان بلایی سرش می آورند که طرف توبه کند از پذیرفتن این مسئولیت!

اما اگر استاندار غیر بومی باشد، مثل الان!

دیگه همه میشن نوکرش!

سایت ها هم فقط تعریف و تمجید!

از بحث استاندار بگذریم!

فط خواستم بگم در حالی که فضای سیاسی استان کاملا درگیر انتخاب استاندار است، تشکلی در دانشگاه ما می آید بیاینه می دهد در حمایت از شخص خاصی تا بگوید همه دانشجویان ایشون رو می خواهند، اما تشکل های دیگر ما گرفتار دعای عرفه هستند!

بعد هی دم از بصیرت بزنید!

جناب! بصیرت یعنی همین! یعنی بدانی وقتی حسین در میدان تنهاست، اگر کنارش نباشی، به نماز باشی یا دعا یا جام شراب به دست، فری ندارد! حسین تنهاست!

بصیرت یعنی اینکه بدانی کی و کجا ، وظیفه تو چیه!