نقدی به حرکت علامه مصباح(روحی فداه)
آنچه که در ادامه مطلب آمده نقدی است بر حمایت سرسختانه علامه مصباح(روحی فداه) که توسط دوست خوبم سلمان کدیور نوشته شده است.
قبل از هر چیزی بگویم که این مطلب را میخواستم یکی دو روز پیش بگذارم اما ابتدا گفتم تکلیف کاندیداها مشخص شود تا بعد ببینم خداوند چه می خواهد.
امروز آقای لنکرانی از ترس رد صلاحیت شدن به سود جلیلی کنار کشیدند.
پس باخیالی کمی آسوده تر مطلب را می گذارم؛
من با سکولاریسم مخالفم. با اینکه دین از تمام عرصه های اجتماعی دور باشد مخالفم امّا بیش از آن با این مخالفترم که دین در خدمت سیاست باشد. این اصلا چیز صحیحی نیست که ما به هر علتی و به هر هدفی (ولو مقدس) بیایم از دین و از علما و از اعتقادات مایه بگذاریم. از امام زمان(س) مایه بگذاریم دائم. هشت سال است جناب قالیباف شهردار است، هیچکس نظری نداده، در همین بحبوحه انتخابات یهو همه توصیه می کنند و توقیع می فرستند!
صحبت های علامه مصباح هم بیش از آنکه کمک کند فضا را بسته تر می کند. وقتی ایشان با آن درجه علمی و فقهی چنین قاطعانه در مورد شخصی سخن می گویند، منی که مکلف شده ام آزادانه بیندیشم و حجتم را عقلم قرار بدهم، دچار اختلال می شوم. به من القا می شود که اگر به آن گزینه که حضرت علامه فرمودند رای ندهم حتما خسران اخروی در انتظارم هست. از طرف دیگر عقلم گزینه مورد نظر ایشان را به طور قطع رد می کند و نظرش با دیگری است.
این توصیه ها(حداقل برای من) باعث روشن تر شدن انتخابم نمی شود هیچ، بلکه مرا بیشتر دچار چالش می کند. چرا که قبلا در سال 84 این مدل تبلیغ و ترویج را به نفع احمدی نژاد چشیده ام و تحت تاثیرش قرار گرفته ام و مطابق آن تصمیم گرفته ام اما بعد همان بزرگان چیزهایی فرمودند که عکسش را میرساند. فرمودند که همان کسی که امام زمان (عج) برایش دعا می کنند، فراماسون است!
کاش حضرت علامه که بنده حقیر در برابر دریای فضایلشان، قطره هم حساب نمی شوم ، می دیدند که این مدل توصیه کردن نتیجه عکس می دهد. بیشتر به ضرر خودشان است. و حتما می دانند که خودشان متعلق به خودشان نیستند فقط، بلکه متعلق به اسلامند، متعلق به جوانهایی چون من هستند "و من به سهم خودم دوست ندارم، سهمم خرج دیگران بشود. "
عقیده دارم ایشان باید به من جوان، خط دهی انقلابی کنند تا شخصی را برایم انتخاب کنند. شأن حضرت علامه بسیار رفیعتر از این حرفهاست. من با این مخالفم که عده ای نامه می نویسند خدمت ایشان و ازشان می خواهند کاندید اصلح را انتخاب کنند.
وقتی رهبری به حق می فرمایند که جناب علامه جایگاهشان جایگاه شهید مطری و علامه طباطبایی است، دلیل نمی شود که از ایشان چیز هایی بخواهم که عقل ساده هم به آن قد می دهد. من باید از ایشان در حد مطهری و طباطبایی سود ببرم، در راستای جریان اسلام و انقلاب نه این امور دو دو تا چهارتا. این نوعی جسارت به جناب علامه است که از ایشان بخواهیم برایمان شخص تعیین کن!
عقل را که نمی شود تعطیل کرد، چشم را که می شود بست، فهم را نمی شود خاموش کرد. باید نشست و همه را به صحبت های حضرت آقا(روحی له الفدا) عرضه کرد. با صحبت های جناب علامه که به حق مفسر اسلام هستند، عرضه کرد، عملکردها و برنامه ها را تحلیل کرد و بعد هر شحض مناسب با علایق و سلایقش رأی بدهد.
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.