انتخابات یازدهم
احساس تکلیف کنندگان تعدادشان بیشتر شده.
هر کی با نه نه اش قهر کرده، اومده احساس تکلیف کرده!
فقط مونده کبری خانم تصمیم به حضور بگیرد و وارد عرصه بشود!
اما فکر نکنم شورای نگهبان تاییدش بکند!
به هرحال ایشان مونث بوده و رییس جمهور باید رجل سیاسی باشد!
از طرفی با توجه به نزدیکی ایشان با جریان پتروس فداکار، عدم تایید ایشان ممکن است باعث ناراحتی پتروس شده و ایشان دست مبارک خود را از آن سوراخ معروف سد بیرون کشیده و اندک اندک جمع گردد و وانگهی دریا شود هلند را سیل ببرد و هلال احمر اعزام بشوند به هلند برای کمک و با توجه به حضور پررنگ هلال احمر در جشن 100 هزار نفری، این حرکات انسانی تبلیغاتی معنا بشود و محمود انتخابات را برگزار نکند.
البته کبری گفته اگر کوکب خانوم بیاید، من نمی آیم!
شنیده ها حاکی از برگزاری جلسات سیاسی کوکب خانوم با سفره های رنگین برقرار است.
کوکب هم گفته که "نمی گویم نمی آیم"
گروهی هم در این اوضاع فریاد " حسنک کجایی" را سرداده اند تا حسنک را مکلف به حضور کنند!
گفته می شود خانواده آقای هاشمی هم که در راه سفر به نیشابر هستند، در بین راه همایش های استانی در حمایت از "حسنک" برگزار می کنند.
به هر حال!
این روز ها ماجرای انتخابات شده مثل همین اراجیفی که بالا نوشتم!
یه گروه از گردان های عمار با بصیرت که میتینگ های سیاسی سازمانی راه انداخته اند و به زور خلق کم بصیرت خدا را آمپول بصیرت تزریق می کنند!
گروهی دیگر به دنبال وزارت اقتصاد و بازرگانی هستند و از این رو آمده اند کاندیدا معرفی کرده اند تا حداقل معاونت صادرات و واردات این وزارت خانه را به چنگ بیاورند!
گروهی دیگر هی بیام بیام، نیام نیام، نمی گم نیمام و ... راه انداخته اند!
گروهی تا دو سه نفر بهشون گفته اند تو چیت از محمود کمتره! جو گیر شده اند و گفته اند درخواست های مردمی از ما به حد نساب رسیده و تکلیف شده تا حضور به عمل آورم!
آقایون تکنوکرات هم که فقط یک کروات کم دارند! تا بزنند و بیایند در انتخابات و بگویند کشور اسلامی نمی شود مگر با چشمان آبی ما!
برخی هی میان میگن مردم گدا نیستند که یارانه 45 تومنی بهشون بدی! من یارانه 250 تومنی میدم!
خلاصه اینکه خلاصه
همه تو فکر گشت و مرغ و تخم مرغند!
تو ایران هم که رییس جمهور خوب، رییس جمهور میگرد و سیمانه!
قانون اساسی کیلو چنده؟
گفتمان انقلاب!!! چی هست؟!
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.