اصلح و انتخاب اصلح

شما جوان ها و همه قشرهاى ملت بايد با بيدارى به پيش برويد. وقتى بناست كه سرنوشت يك ملتى به دست خودش باشد كه بحمداللَّه به اينجا رسيديد و امروز كسى به شما تحميل نمىكند چيزى را و شما آزاديد در اينكه سرنوشت خودتان را تعيين كنيد، در اين مرحله هم من اميدوارم كه با روشن بينى، با تفكر، با مآل انديشى اين مراحل را طى كنيد. و من اميدوارم كه اشخاصى كه كانديدا شدند براى رياست جمهورى شما توجه كنيد و كسى كه از همه متعهدتر به اسلام، سوابقْ سوابقِ خوب، پيوسته به هيچ طرفى نه شرقى باشد، نه غربى باشد، نه غربزده باشد، نه شرقزده باشد، مسلمان باشد، پيرو احكام اسلام باشد، ملى باشد، دلسوز به ملت باشد، خدمتگزار به ملت باشد، سوابقش خوب باشد، در رژيم سابق هيچ گاه وارد نشده باشد و با اجانب پيوند نداشته باشد، از خودتان باشد و براى خودتان. اختيار دست شماست.
من بنا ندارم كه كسى را تعيين كنم. ما همين اوصاف ریيس جمهور را و اوصاف وكلايى كه بعد مىخواهيد ان شاء اللَّه تعيين كنيد بايد بگوييم و شما خودتان انتخاب كنيد و از تفرقه و تفرق پرهيز كنيد. اشخاص را هم ملاحظه سوابقشان را بكنيد كه قبل از انقلاب چه بوده اند، در حال انقلاب چه بودهاند، و بعد از پيروزى نسبى چه كردند و چه بودند. و پس از اين كه همه اوصافش را به دست آورديد و او را شخصى دانستيد كه لياقت دارد براى يك همچو مسندى و می تواند اين مملكت را به طورى كه خدا می ّخواهد اداره كند تا آن حدودى كه در اختيار اوست، و شخصى است كه تعهد به اسلام دارد، اعتقاد به قوانين اسلام دارد، در مقابل قانون اساسى خاضع است و اصل صد و دهم ظاهراً كه راجع به ولايت فقيه است، معتقد است و وفادار است نسبت به آن، يك همچو شخصى را شماها خودتان انتخاب كنيد و گروه هاى مردم را هم وادار كنيد كه يك همچو شخصى را انتخاب كنند و از تفرقه بپرهيزند.
ممكن است كه اگر شماها يا سستى كنيد براى يك همچو امر مهمى و طورى باشد كه به نظر بيايد كه بىتفاوتيد -اگر شد؛ برويد رأى بدهيد، اگر نشد نرويد- و يا گروه هاى شما با هم اختلاف پيدا بكنند، ممكن است اشخاصى كه لايق اين مقام نباشند به اين مقام برسند. اين امرى است كه بسته به نظر خودتان و بايد با تمام قوا جديت كنيد كه سرنوشت اسلام و مسلمين را به دست كسى كه لايق براى اين مقام نباشد، ندهيد. و من اميدوارم كه با اتكال به خدا اين مطلوب هم حاصل بشود.
(صحيفه امام، ج۱۱، ص: ۴۸۴)
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.