خداوند در قرآن کریم بار ها به مجاهدت ها و تلاش های پیامبر برای دعوت مردم و ایمان آوردن آن ها اشاره داشته است و از مجاهدت های رسول خود همواره به بزرگی یاد می کند.

تا آنجا که در قرآن کریم خداوند منان خطاب به پیامبر گرامیش می فرماید که برای ایمان آوردن آنان خودت را به سختی نیانداز،بلکه وظیفه تو دعوت مردم است ، این که چه کسی می پذیرد یا نمی پذیرد ، به عهده تو نیست و خداوند بهتر می داند که چه کسی در دل ، حقيقت را پذیرفته یا نپذیرفته است .  

از انتظاراتی که خداوند نسبت به پیامبر خود دارد، می توان به نگاه تکلیف مدارانه خداوند منان نسبت به فرستاده خود پی بود. نگاهی که همان نگاه اسلام است.

اما چرا نگاه اسلام، نگاه تکلیف مدار است نه نگاه نتیجه گرا؟

در اینجا به اختصار در چند سطر به جواب این سوال می پردازیم؛

وقتی که هدف انسان رسیدن به نتیجه باشد، ممکن است برای رسیدن به هدفش از هر وسیله ای استفاده کند. به قولی هدفش وسیله اش را توجیح کند. امری که به شدت در اسلام نهی شده. اما اگر نگاه تکلیف مدار باشد، انسان تمام تلاشش را در راستای انجام تکلیف به کار می گیرد.

اگر نگاهمان نتیجه گرایانه باشد، با رسیدن به نتیجه آفت غرور وجود دارد و اگر به نتیجه نیز نرسیم، آفت یاس و نا امیدی انسان را تهدید می کند. اما در بحث تکلیف، انسان تمام تلاش خود را برای انجام آنچه تکلیف خود می داند به کار می گیرد و از این دو آفت گزنده در امان است.

وقتی انسان به نتیجه نگاه کند، با دستیابی به قسمتی از نتیجه و هدف دلخواه خود، ممکن است حرکت خود را متوقف کند. اما وقتی به دنبال انجام تکلیف باشد، حرکتش هیچگاه متوقف نمی شود زیرا همواره تکلیفی بر دوش خود دارد که باید به آن عمل کند و این باعث می شود تا حرکت او هیچگاه متوقف نشود.

در نگاه نتیجه گرا، اگر راه رسیدن به هدف میسر نباشد و یا اینکه توانایی برای رسیدن به هدف وجود نداشته باشد، ممکن است حرکت متوقف شود اما اگر با تکلیف جلو برویم، در صورتی که توانایی انجام تکلیف را نداشته باشیم، تکلیف داریم توانایی برای انجام تکلیف بدست بیاوریم.

نمونه بارز نگاه تکلیف مدارانه را می توان در زندگی امام خمینی(ره) جستجو کرد. حرکتی که امام(ره) به تنهایی در سالهایی ابتدایی دهه 40 آغاز کرد، با تبعید ایشان در سال 42 و یا با پیروزی انقلاب در سال 57 متوقف نشد! بلکه در هر برهه با توجه به تکلیفی که به عنوان یک مسلمان شیعه و یک مرجع تقلید بر عهده داشت، قدم بر می داشت و حرکت می کرد.

در خاطرات محافظین امام آمده که ایشان بارها تاکید داشتند که چه مردم بگویند " مرگ بر خمینی" و چه بگویند "درورد بر خمینی" بر حال من فرقی نمی کند! من تلکیف خود را انجام می دهم.