مقام معظم رهبری بارها به بحث جذب حداکثری اشاره داشته اند.

در کنار مطرح کردن این بحث، تاکید هم داشته اند که جذب حداکثری به معنای کوتاه آمدن از آرمان ها و تسامح در دینمان نیست!

گاهی ماها به اشتباه بر سر برخی مسائل کوتاه می آییم یا اینکه جایی که باید حرف بزنیم، سکوت می کنیم و زبان به دهان میگیریم و جذب حداکثری را بهانه می کنیم!

اما راه جذب حداکثر چیز دیگری است!

یکی از راه های جذب حداکثری، برقراری عدالت در جامعه است!

رهبر معظم انقلاب در این باره می فرماید:

در قطعاتى از تاريخ كه حاكميت اسلام، حاكميت حقيقى بوده است - مثل دوران اميرالمؤمنين عليه‌السّلام، يا بعضى از دوران ديگر صدر اسلام - همان مقدار از عدالت اسلامى كه باقى مانده، دلها را به خود جذب كرده است. شما ببينيد چند نفر از نويسندگان و دانشمندان غيرمسلمان، درباره اميرالمؤمنين عليه‌السّلام كتاب نوشته‌اند و راجع به عدالت آن حضرت سخن گفته‌اند؛ به انگيزه عدالت ، على عليه‌السّلام را شناخته‌اند و به او دل باخته‌اند. عدالت، اين‌گونه است. اگر جامعه‌اى كه براساس اسلام به وجود مى‌آيد، در ميان خود، عدالت اجتماعى و عدالت حقوقى و عدالت قضايى و عدالت اجرايى داشته باشد، عدالت به معناى مطلق كلمه در ميان مردم اجرا شود و تقسيم صحيح ثروت باشد، خود اين عدالتدر اين جامعه، عاملى براى جذب دلهاى ملتها و مردم در همه جاى دنيا به اسلام است. چرا؟ چون انسانها از بى‌عدالتى رنج مى‌برند.
 
امروز در كشورهايى هم كه داراى ثروت مادّى و علمىِ فراوان هستند، بى‌عدالتى هست و عدالت به معناى حقيقى كلمه نيست. لذا اكثريت انسانها در آن كشورها دچار رنجند. چرا؟ چون درباره آنها عدالت اجرا نمى‌شود. وقتى اينها ببينند كه در گوشه‌اى از دنيا حكومتى وجود دارد و نظامى هست كه براساس اسلام شكل گرفته و در اين نظام، عدالت مستقر است و مردم از عدالت بهره‌مندند و در آن، بى‌عدالتى و زورگويىِ افراد به يكديگر و تجاوز و تعرّض به حقوق ديگران نيست و در آن مظلومى وجود ندارد كه دستش به دادرسى و دادگسترى نرسد، نسبت به آن نظام، جذب مى‌شوند. خودِ اين، عامل گسترش اسلام است. پس، عامل دومِ گسترش اسلام، عدالت است. عدالت، مقوله‌اى است كه امروز جمهورى اسلامى، مخاطب به آن است.

در ابتدای اوایل پیروزی انقلاب، حتی زنانی که حجاب نداشتند به جمهوری اسلامی رای دادند!

زیرا تشنه عدالت بودند و بوی عدالت را در مبانی انقلاب حس کرده بودند!

حتی پا فراتر نهادند و حاضر شدند بر روی سر خود چادر بگذارند و محجبه بشوند اما عدالت را درک کنند!

حال که در آستانه سی و چهارمین سالگرد پیروزی آن انقلاب هستینم، باید اعتراف کنیم که در زمینه برقراری عدالت ضعیف بوده ایم!

در بخش های علمی، صنعتی، پزشکی، دفاعی و ... پیشرفت های غیر قابل انکاری داشته ایم اما در بحث عدالت لنگیده ایم!

برقراری عدالت سخت است. اما غیر ممکن نیست.

یادمان باشد که رهبر انقلاب فرمود که؛

ما پيشرفت زيادى كرده‌ايم؛ منتها اگر از من بپرسيد كه آيا به اين حد قانعم، پاسخ من اين است: ابدا. ما هنوز راه زيادى داريم؛ هم به عدالت اجتماعى‌ كه اسلام از ما خواسته است - و اسلام در اين خصوص بسيار سختگير است - هم به آن سطحى از آزادى كه ملت ايران مستحق و شايسته آن است، هنوز نرسيده‌ايم. ما هنوز كار داريم؛ اين راه، راهى طولانى است. اين‌كه من بارها به جوانها مى‌گويم خودتان را آماده كنيد، براى همين است. شما بايد اين راه را طى كنيد. اين راه هم راهى است كه در هر كيلومترش تابلوى «توقف ممنوع» نصب شده است؛ لذا در اين راه نبايد توقف كرد. سربازان عدالت اجتماعى بايد خستگى‌ناپذير باشند. كسانى كه در اين راههاى طولانى و آرمانهاى بزرگ حركت مى‌كنند، بايد خستگى حس نكنند. يك ملت، اين‌گونه به سيادت و آقايى و آرمانهاى خودش مى‌رسد. هيچ ملتى با تنبلى به سيادت و سعادت نمى‌رسد. بزرگترين مصيبت براى يك ملت اين است كه بگويد چون ما نتوانستيم همه‌ى هدفهاى خود را تأمين كنيم، پس ولش! نخير؛ بايستى هدفها را دنبال كرد.