شهید گمنام
خادم شهدایی که به قول سرهنگ غزنوی، نمی دانیم ما میزبانیم یا انان؟
شهدایی که گمنام می خوانیدمشان اما نمی دانم چرا؟
دلیلی ندارد تا ما انان را گمنام را بخوانیم!
گمنام ما هستیم که در پی نامیم و خدا را فراموش کرده ایم!
وگرنه کسی که خدا را شناخت که گمنانم نیست!!!
برای تشییع پیکر شهیدی، رفتیم به بخش ساحلی
من بودم و یکی یگر از دوستان که خدا توفیق داد چند ساعتی در کنار تابوت شهید گمنامی نشسته و نفس بکشیم!
وقتی به روستایی رسیدیم، همه پیرمرد های روستا شده بودند پدر آن شهید!
همه زنان مادرش و دختران خواهرش!
پسران جوان انگار برادر از دست داده بودند!
وقتی تابوت شهید از مقابل چشمان زنان رد می شد، چون مادری که جوانش را از دست داده ناله می زدند!
چه پاداشی داده خداوند به فداییانش!
و حقا کسی که خالص شد و خاشع شد، اجرش این همه عظت است!
نمی دانم پ
ما با دیدن این صحنه، چرا هنوز فکر می کنیم کسی جز خدا می تواند عزت بدهد!
چرا هنوز نفهمیده ایم که تنها اوست که عزت می دهد و تنها اوست که خار می کند!
خدایی که خود خون خواه کشته شدگان در راهش است!
اش کاش بیاید روزی که همه ما از این خواب دنیا بیدار شویم!
بیدار شویم تا بیش از این از قافله جا نماینم!
این شهدا، بعد از سال ها گمنامی خود را نشان داده اند!
آمده اند تا جامعه ای که با سهل انگاری ما، با کم کاری ما، با بی توجهی های ما به این روز افتاده را دوباره زنده کنند!
حقا که؛
همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.
***
پس نگارش:
خدا می دونه که حرف زیاد دارم اما دستانم نا توانند از نوشتن آن همه عظمت!
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.