دو روز پیش 11 نوامبر بود.

سالروز شهادت بزرگمردی که تا دنیا هست، دشمانان اسلام هیچگاه نامش را فراموش نخواهند کرد!

سالروز بزرگمردی که 151 نظامی اسرائیلی را با عملیات استشهادی خود به هلاکت رساند!!!

سالروز شهادت احمد قیصر

احمد قصیر، جانی لبنانی که توسط دوستش برای انجام عملیات استشهادی به مسئولین حزب الله معرفی می شود.

اما او شرطی دارد! شرطش این است که زمان عملیات را خودش مشخص کند! و مسئولین حزب الله قبول می کنند.

احمد برای تعیین ساعت و روز عملیات سه روز متوالی استخاره می‌کند،‌ اما هر بار استخاره بد می آید!

مسئولین فکر می کنند احمد پشیمان شده! به دنبال جایگزین هستند!

اما روز چهارم

یک روز بارانی!

روز 11 نوامبر 1982

باران به شدت می بارید و اینبار، استخاره احمد خوب آمد!

7 صبح در نزدیک مقر فرماندهی نظامی ارتش اسرائیل واقع در صور انفجار بزرگی رخ می دهد. در پی این انفجار ساختمان هشت طبقه‌ی این مقر به کلی منهدم شد.

سخنگوی ارتش اسرائیل در همان روز تعداد کشته‌ها را 74 فرمانده و سرباز و تعداد مفقودین را 27 نفر اعلام کرد. پس از چند روز روزنامه‌های اسرائیلی تعداد کشته‌ها را 141 و مفقودین را 10 نفر اعلام کردند.

بارانی بودن هوا در این روز باعث شده بود سربازان در ساختمان تجمع کرده باشند!(شاید راز تعیین زمان عملیات و آن استخاره ها همین بود!)

اسرائیل هرگز این روز و این نام را فراموش نخواهد کرد!

11 نوامبر، احمد قیصر


***

گفتند که نوجوونی شیردل به نام حسین نارنجک به خودش بسته و خودشو پرت کرده زیر تانک!

با خودم گفتم مگر نارانجک تانک رو متوقف می کنه؟

یک نارنجک که هیچ، اگر چهار پنج تا نارنجک با هم منفجر کنی، شاید تانک رو متوقف کنه! اما چطور چهار پنج نارنجک رو با هم می شد منفجر کرد؟

هر نارنجک که ضامن اون رو بکشی بین 3 تا 5 ثانیه زمان انفجارش متفاوت است!

اصلا مگر آرپی جی نبود؟

و و و و و ...

خلاصه تو فکر این دو دو تا ها بودم که ندای مرشد پیرمان، خمینی عزیزمان امد که رهبر ما آن طفل 13 ساله است و...

گذشت تا 10 سال بعد

رفته بودیم لبنان

رفتیم به دیدار خانواده یکی از شهدای استشهادی لبنان

با پدر شهید که به گفته گو نشستیم، با ارادت خاصی از امام گفت و از رهبر عزیزمان، می گفت تمام هستی ما فدای انقلاب اسلامی!

گفت فرزند من کاری نکرد. راهی که حسین فهمیده گشود را ادامه داد!!!

حسین فهمیده!!!!!

مگه تو حسین فهمیده رو می شناسی؟!!!

با حالت ناراحتی بهم گفت مگر می شود نشناسم!

اونجا بود که با خودم گفتم فلانی، اون انفجار نارنجک هایی که داشتی با عقل حسابگر مادی خودت دو دوتا چهارتاشون می کردی، اگر اون تانک رو از پا در نیاوردند، امروز تو لبنان تانک استکبار رو به گل نشوندند!

و خمینی چه خوب دید و فهمید و ما ...

***

احمد قیصر و ده ها شهید استشهادی دیگر رهرو راهی بودند که حسین فهمیده با انفجار نارنجک هایش باز کرده بود!

و چه زیبا گفت آ.سید مرتضای آوینی:

اگر می­خواهی که حزب­الله را بشناسی این چنین بشناس او اهل ولایت است و عاشق امام حسین (ع)

---------------------------------------------

خاطره ای که از حسین فهمیده نقل کردم از حاج سعید قاسمی بود.