راه قدس با کاهلی و تن‌آسایی و دل به جیفه‌ی بی‌مقدار دنیا بستن میانه‌ای ندارد.
راه قدس مرد جنگ می‌خواهد و مرد جنگ نیز کربلایی است و کربلایی، مرد میدان عشق است و از سختی‌ها و مشقات و سرباختن‌ها و جان‌دادن‌ها نمی‌هراسد.

.

.

.

و باز هم گفتار دلنشین سید شهیدان اهل قلم ، دلم را پر ز آشوب میکند ، و نوای زجه های کربلا در گوشم طنین انداز کرده است :

گربلا را تو مپندار که شهریست در میان شهر ها ، و نامیست در میان نامها ، نه ، کربلا حرم حق است ،و هیچکس را جز یاران واقعی آن حضرت توان رفتن نیست ، آری کربلا ، مارا در خیل کربلایان بپذیر

نمیدانم ، یا گوش های ما سنگین شده است ، و یا ، دلهایمان از نور ایمان خالی ، شاید هم تبل های تو خالی بوده ایم ، هرچه هست ، چه بد عهد خود را شکستیم ، عهدی که با خون دل های مادران فرزند از دست داده بسته بودیم ، عهدی که با خون دل های پدران فرزند از دست داده بسته بودیم ، بالاتر از آن ، عهدی که با مولایمان مهدی بسته بودیم ، حتی از آن بالاتر بروم ، عهدی که با خدا بسته بودیم ،

آری ، چه شده است که امروز این عهد ها را همه شکستیم ، مگر نه آنکه لباس بسیجی را به تن کردیم ، تا در این لباس به یاری خدا برای احیای حق مظلومان به چا خیزیم ، مگر نه انکه خود را فدای خدا نامیدیم ، مگر نه انکه خود را در مقابل ارزش های بالای انسانی دیدم ، پس امروز ما را چه شده است ، صبر و بصیرت را زمین گذاشتیم و به تیری مبتلا گشتیم که هر از خدا بیخبری خود را در لباس زیبای بصیرت نشان دهد ، دینمان را شخصی حفظ کردیم و دین جمعمان را از خدا بیخبران بردند

عکس همت را به دیوار اتاق نصب کردیم و عکسش عمل کردیم ، مگر اطراف خود را نگاه نمیکنید ، مگر ظلم های بر این مظلومان را نمیبییم ، آری ، دوست مدعی من ، من و تو حق داریم که نبینیم ، از آن زمانی که کولر های خود را در خانه روشن کردیم ، از آن زمانی که افطار جمعی ما مرغ شد و گوشت ، از ان زمانی که صداهایمان بلند گشت بر زیر دستان ، از همان زمان ، همت از بین ما رفت ، باقری از بین ما رفت ، چرا که دیگر بدنمان گرمای بی کولر را در این فصل نچشیده است

با تو هستم ، ای همسنگر دیروز ، و رفیق امروز ، توی که خود را به فراموشی سپرده ای ، تو که صدایت را بر تروریست های کشور های دیگر بلند کرده ای ، تو که میگویی مسائل داخلی دیگر به تو مربوط نیست ، مسائل خارجی را دنبال میکنی ، تو که ...

بدان ، بدان که به تعبیر سید شهیدان اهل قلم ، بر هرکس که شیعه باشد کربلا جبراً از آن عبور خواهد کرد ، مهم اینجاست که ما خود را برای شیعه شدن اماده کرده باشیم

نمیدانم ، تا به کی بخواهیم دور خود دور زنیم ، عده ای از ما سرگرم بازی دنیا گشته اند ، عده ای از ما که سرگرم اخرت به تنهاست ، و عده ای هم سردرگم به دنبال شاه راه حقیقت ، و مظلومان منتظر صدایی تا که از گلوی برآید و حق او را در این محکمه ی الهی در پیشگاه قاضی مطلق یعنی خدا درخواست کند ،

اما باز هم بدانید ، میروید هرکدام به هر سو ، ما مانده ایم ، سر جای خویش ، استوار تر و تنها تر از هر زمان ، به یاری خدا ، این مسیر را ادامه خواهیم داد ، خواهیم فهماند به همه ی دوستان ، که راه قدس از هیچ کجا نمیگذرد ، مگر از قلب های پاکی که صدای مظلومان را در هر زمان بر سر زبان اورد ،

این فقط یک درد و دل با شما همرزمان بود ، بیاید تا که مظلومان را بیشتر دریابیم ، بیاید و تا استخوان های در دست را بار دیگر بر سر کعب الحبار ها بزنیم ، بیایید تا بار دیگر با تیزی تیغ در دهانمان گردن های از حق مظلوم پر شده را بزنیم

آری ای همرزم و همنسل و هم درد من ، بدانید که ما تا آخر هستیم.