جذب حداکثری
اما نه به قیمت پایین آمدن از آرمان هایمان.
بذارید یک مثال عملی بزنم.
در دانشگاه همایشی برپا می شود که در آن نی انبان زده و می رقصند.
بنده خدایی اعتراض می کند.
برخی که با جرات می توان گفت وظیفه اصلی آنان است که حرف بزنند و اعتراض کنند، سکوت کرده و حتی ردیف اول نشسته و تماشا می کنند! و حتی وقتی آن بنده خدا اعتراض می کند، معترض آن بنده خدا می شوند!!!!
چرا آبروی ما را بردی؟
چرا جلوی این همه دانشجو سر و صدا کردی؟
کاری کردی که دانشجوها بگن ما تندروییم!
ما که نمی تونیم جلوی این همه دانشجو اعتراض کنیم!!!!!
البته از این مثال ها زیاد است.
بنده خدایی رو می شناسم تو چشم همه حاضرین جلسه نگاه می کند و می گوید دانشگاه آزاد از نظر حجاب و پوشش هیچ مشکلی ندارد!
خوب رییس دانشگاه هم باید هوای این آدم رو داشته باشه و به جز جون هرچی بخواد بهش بده!
البته اون بنده خدا به همین چیزها پسنده نکرده! کادوی آنچنانی برای روز معلم داده به جناب رییس!
خوب دیگه! این هم یه جور جذبه!!!!
اما قضیه وقتی دردآوره مه به بهانه جذب اینچنین از آرمان ها پایین میاین اما نیروهای خودشون رو به خاطر اعتراض یا نقد به عملکرد یا عدم فرمانبری به مقدار کافی و هزار بهانه دنیایی دیگه می زنند کنار.
نه تنها می زنند کنار بلکه ....
بنده خدایی می گفت اینها به خودشون رحم نمی کنند! به ما رحم می کنند!
***
استاد پناهیان در مورد جذب حداکثری می فرماید:
ما به جذب حداکثری معتقد هستیم. یعنی به جذب همۀ مردم عالم معتقدیم؛ به جذب کسانی که به قبیلۀ دشمن پیوستهاند که خیلی از آنها از سرِ غفلت و جهالت رفتهاند، به جذب کسانی که جزء قبیلۀ حق نشدهاند و خیلی از آنها برایشان سوءتفاهم ایجاد شده است معتقدیم. این جذب حداکثری وظیفۀ همۀ پیامبران و اولیاء و اوصیاء است و ما هم که پیروان ایشان هستیم، باید به این جذب حداکثری معتقد باشیم.
...
ما در مورد جذب حداکثری هیچ تردیدی نداریم، ولی در جذب حداکثری یک قاعدۀ خیلی مهم وجود دارد و آن اینکه وقتی میخواهیم جذب حداکثری کنیم، نباید از دین چیزی کم کنیم و مفاهیم دینی را تقلیل دهیم یا از مواضع انقلابی خود کوتاه بیاییم.
اگر میخواهیم جذب حداکثری کنیم باید با نهایت انقلابیگری جذب حداکثری کنیم نه اینکه از مواضع انقلابی خود کوتاه بیاییم به خیال اینکه با این کار همه جذب خواهند شد.
***
حضرت آقا نیز می فرمایند:
"اهل جذب حداكثری است اما غیور است و درباره اصول تسامح نمیكند!"
***********
این حرف ها تنها آهی بود از آنچه که هست در صورتی که نباید باشد و آنچه که باید باشد و حالا نیست!
وگرنه هنوز آن استخان در گلویم جا خوش کرده و آن خار چشمم رو خون آب...
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.