حبس برای روزنامه نگار حزب اللهی
بعضی از داشتان ها خیلی تکراری میشن!
اینقدر تکراری که مردم دیگه حوصله شنیدن آنها را هم ندارند!!!
مثل این اخبار دادگاه بچه ها وبلاگ نویس حزب اللهی!
دیگه شده سریال نود قسمتی. با این تفاوت که این سریال خیلی خیلی تلخ است!
فرزندان هاشمی راست راست راه می رود برای خود اما امیرحسین ثابتی دادگاهی می شود!
م.ر در دولت هرکاری بخواهد انجام می دهد اما تریبون مستضعفین را تخته می کنند!
حالا هم که چهارماه حبس بریده اند برای یک روزنامهنگار حزباللهی به نام محمدحسن روزیطلب.
و داستان تکراری تر شاکی مشترک دوستان حزب اللهی است که کسی نیست جز جناب آقای دکتر بزرگوار و رییس محترم مجلس آقای ع.ل!

برای من چندتا سوال در این بین پیش اومده بود که خیلی دوست داشتم یک مرد پیدا شود و جواب بدهد؛
- عملکرد جناب لاریجانی در فتنه 88 چگونه بود و عملکرد این جوانان حزب اللهی چگونه بود؟
- در زمان فتنه، زمانی که این جوانان در کف خیابان پنچه در پنجه دشمنان نظام و انقلاب بودند، جناب لاریجانی کجا بود؟
- زمانی که بچه های بسیجی و حزب اللهی زیر مشت و لگد فتنه گران بودند، جناب لاریجانی کجا بود/
می دونید کجا بود؟
من که نمی دونم کجا بودند!
خودش که میگه به میرحسین تبریک نگفته!
الله اعلم!
اما جناب لاریجانی گذشته از همه این موارد، در روز 9 دی مواضع قاطع و محکمی داشتند!!!
البته قبل این مواضع قاطع گفته بودند در کهریزک خبری نبوده است و نامه شیخ ساده لوح کذب بوده!
خلاصه و القصه اینکه؛
ای مردم ایران زمین
این جوانان غیور ایرانی
ای عاشقان ولایت
بروید ببینید این جوانان که رهبر عزیزمان آنان را "فرزندان انقلاب" خود می دانند بیشتر به این انقلاب خدمت کرده اند یا جناب لاریجانی که دو هزار و سیصد و ده حرف درمورد مواضع اش در زمان فتنه و انتخابش به عنوان رییس مجلس و ... وجود دارد؟
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.