داغ امام
می خواستم مطلبی را در مورد امام کپی کنم و بذارم تو وبلاگم.
اما گفتم خودم بنویسم، بهتره.
امام که بود؟
روح الله الموسوی الخمینی
حاج سعید قاسمی می گفت پسری 10 -12 ساله در دشت های خمین قدم می زد و مدام این سوال را با خود تکرار می کرد که "چه باید کرد؟" این پسر باید هم روزی بشود "روح الله" ملت ایران.
به قول اوینی؛
داغهای همه تاریخ را ما به یکباره دیدهایم. یک بار دیگر این رسول اکرم است که در دنیا رفته است، یک بار دیگر این علی است که به شهادت رسیده است، یک بار دیگر این فاطمه است و حسن است و حسین است که ما را داغدار کردهاند، یک بار دیگر این مهدی است که در حجاب غیبت رفته است. دست ما اگر به نخل بلند وجود او نمیرسد، دست خمینی که میرسید. او آمد تا معنای «انتظار» را به این امت بیاموزد، در آینه وجودِ خود که اسوۀ مصادیق منتظران بود، و اکنون دیگر دور افلاک را مرادی نیست جز آنکه منتظر مهدی باشد.
هرچه فکر می کنم نمی دانم درمورد خمینی چه بنویسم.
بگم فیلسوف است؟ که همه عالمان می دانند فیلسوف است و تنها فیلسوف نیست!
بگم عارف است؟ که همه عرفا می دانند که عارف است و تنها عارف نیست!
بگم سیاستمدار است؟ که همه سیاسیون دنیا می دانند که سیاستمدار است و تنها سیاستمدار نیست!
نمی دانم چه بگویم!
نمی دانم پدر و مادر این بنده صالح خدا در طالع آن چه دیدند که نامش را نهاند "روح خدا"
روح الله، روح خدا بود
فیلسوف و سیاستمدار و ... را کنار بگذارید.
خمینی روح خدا بود، روح الله بود.
امام خامنه ای می فرماید؛
امام بزرگوار ما حکیم به معنای قرآنی بود. حکیم یعنی آن کسی که حقایقی را مشاهده می کند که از چشمان دیگران پوشیده است.
چه بگویم درمورد داغ خمینی که آوینی می گیود؛
او آیتی بود که «ثقلین» را در وجود خود معنا میکرد، همۀ «ما تَرَک رسول الله» را، و ما می دانستیم که زمین و زمان میگردند تا انسان هایی چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیای گذارند. آخر آدمهایی چون او، قطب سنگ آسیاب افلاکند، مصداق حدیث «لو لاک»اند و غایت الغایات وجود.... و حق است اگر با رفتن زمین از رفتن باز ماند آسمان نیز؛ خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریاها طغیان کنند و باران خون از آسمان ببارد و مؤمنین از شدت ماتم دق مرگ شوند؛ و اگر نبود آن حجت غایب، تو بدان، بی تردید که همان میشد .
سلام بر تو ای امام روح الله
سلام بر تو ای فرزند پاک رسول خدا
ای امام
دعا کن تا در راهت بمانیم و تکلیف خود را عمل کنیم.
دعا کن سرزنش دیگران ما را در قدم نهادن در راهت سرد نکند.
دعا کن آنان که باید به وظیفه انقلابی خود عمل کنند و ساکت نشسته اند را به حرکت در آوریم.
دعا کن برای ما
ای امام ما
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.