اخراجی های خلیج فارس
جانا: تیرماه سال گذشته مسئولین دانشگاه خلیج فارس 12 دانشجوی بسیجی و
ارزشی را به جرم اعتراض به عدم پاسخگویی رئیس دانشگاه اخراج نمودند.
اخراجی های دانشگاه خلیج فارس که همگی از اعضای فعال بسیج دانشجویی، هیئت
محبین دانشگاه و جامعه اسلامی دانشجویان بودند با پیگیری های مجدانه امت
حزب الله و تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر مدارا با دانشجویان از تیغ ناحق
اخراج، جان سالم به در بردند.
حالا شما تصور کنید همین دانشجوهای اخراجی که تا پای محرومیت از ادامه
تحصیل پیش رفته بودند امسال با اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد دولتی،
خیلی ها را شوکه کردند.
عباس عالیزاده یکی از 12 اخراجی دانشگاه خلیج فارس بود که در کنکور ارشد
امسال همزمان در دو رشته شرکت کرد و در هر دو رشته بهترین نتیجه را کسب
کرد.
رتبه 3 رشته پژوهش های علوم اجتماعی و 199 علوم اجتماعی.
دیگر اخراجی های دانشگاه خلیج فارس نیز شگفتی ساز این آزمون بودند، مهدی
طاهری رتبه 19 رشته علوم اجتماعی، میثم جوکار رتبه 167 رشته علوم سیاسی و
روابط بین الملل، عباس حاجی حسینی رتبه 196 رشته علوم اقتصادی و محمدحسین
عظیمی رتبه 582 رشته مهندسی عمران را کسب کردند تا به همه کسانی که چشم
دیدن بچه حزب اللهی ها را در دانشگاه خلیج فارس نداشتند، ثابت کنند دانشجوی
بسیجی هم در درس موفق است و هم در پیگیری آرمان هایی که حاضرند به خاطرش
تا مرز اخراج پیش بروند.
سال
گذشته هم از این 12 دانشجوی اخراجی احمد کرمی نژاد در رشته علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم
قم قبول شد و مجید زارعی هم علی رغم اینکه امکان ادامه تحصیل در رشته عمران
در
مقطع ارشد برایش فراهم شد ترجیح داد به قم برود و در مدرسه علمیه معصومیه، به جمع طلاب علوم دینی بپیوندد.
حالا
تصور کنید اگر این همه سنگ اندازی تاجیک و بقیه رفقای نارفیق و بعد از آن
مکافات های انجمن غیر اسلامی نبود، الان اخراجی ها چه رتبه ای داشتند!
***
یه حرفی تو دلمه، شاید باید زودتر می گفتم اما....
امیدوارم بخاطر اراجیفی که زمانی درموردشون گفتم و فکرهایی که کردم منو ببخشن!
امیدوارم بخاطر اراجیفی که زمانی درموردشون گفتم و فکرهایی که کردم منو ببخشن!
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:40 توسط محمد حیدری
|
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.