کتب شهید مطهری
وقتی حرف از دفاع از رهبری می شود، خیلی فریاد می زنند!
خلاصه اینکه مدعی دفاع از ولایت بسیار داریم. حتی توانایی صادرات آن به دیگر کشورها هم داریم!
اما همه می دانیم که حرف زدن بسیار آسان است و این عمل کردن است که کار را سخت می کند!
یکی از مواردی که خیلی ناراحتم می کند عدم توجه بچه های حزب اللهی به بحث کتاب و کتابخوانی است. به قول بنده خدایی بسیجی اگر هفته ای یک کتاب نخواند که بسیجی نیست!
امام خمینی و رهبر عزیز انقلاب بارها تاکید داشته اند که نگذارید کتب شهید مطهری با دسیسه های دشمنان محجور بمانند!
این سخن بسیار سنگین است.
تاکید دارند که دسیسه دشمنان در کار است و دشمن به دنبال فراموش شدن کتب شهید مطهری است!
ما در این مسیر چقدر قدم برداشته ایم؟
دو ماجرا را برایتان تعریف می کنم، بعد می خواهم یک نتیجه گیری کنم.
ماجرای اول:
استاد خوبی داریم. اهل تحقیق و بحث است.
لیست کتابهای مفیدی را به ما داد.
سر جلسه کلاس هم مقالات و کتب بسیار معرفی می کنند.
یه روز که داشتم با ایشان صحبت می کردم، گفتند دوست دارند کتب سروش هم تدریس کنند!
ماجرای دوم:
با یکی از نویسندگان جوان و آینده دار کشور، رفیق شدیم. یعنی یکی از دوستانم باهاش رفیق شد. چند مدتی که دوستم باهاش هم کلام بود، از این در و آن در بسیار گفتند.
دوستم می گفت یه روز بهم رو کرد و گفت یکی از سازندگان مستند "خط و نشان رهبری" که بی بی سی ساخته بود، از بچه های دانشگاه امام صادق(ع) بوده! می گفت این بچه در و دیوار اتاقش عکس شهید آوینی بود! می گفت جزوات شهید آوینی همیشه تو دستش بود! اما دیدی به کجا رسید؟!!!
دلیلش ضعیف بودن پایه های اعتقادی اش بود!
نتیجه:
کسی که کتب شهید آوینی را می خواند به دلیل ضعیف بودن پایه های اعتقادی اش به اینجا رسید، ما با این پایه های ضعیف اگر بریم سراغ این کتاب ها که مشخص نیست چه بشویم!
حرف آخر:
من برای تابستان می خوام برنامه ریزی کنم و سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری برای خودم داشته باشم. تا بعد از آن با قوی شدن پایه های اعتقادی، بتونم راحت تر در راهی که می خواهم بروم قدم بردارم.
به شما هم این پیشنهاد را می کنم.
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.