این روزها در تهران نمایشگاه بین المللی کتاب برپاست.

این نمایشگاه در حالی برگزار می شود که هنوز دغدغه های فرهنگی درمورد کتاب و کتاب خوانی وجود دارد.

علارغم بیانات مقام معظم رهبری، با جرات می توان گفت کتاب همچنان محجور مانده است.

دغدغه های مربوط به کتاب، یل طولایی دارند.

اولین بحث نوشتن کتاب است.

کتاب غذای روح است. کسی که کتابی می نویسد، وارد روح خواننده می شود. پس بسی اهمیت دارد که این غذای روح سالم و مفید باشد. گاهی برخی نویسندگان با نگارش کتاب آنچنان ضربه ای به روح انسان وارد می سازند که شاید جبران ناپذیر باشد.

چه بسا گاهی انسانی با خواندن یک کتاب، تنها یک کتاب، از صراط مستقیم فاصله گرفته و به بیراهه برود!

پس کتاب نخواندن هم مانند کتاب خواندن هنر است! یعنی ما هر کتابی را نگیریم دستمان و نخوانیم.

مورد بعدی تولید کتاب است.

متاسفانه در کشور ما هنوز آن نیازی که باید، درمورد کتاب حس نمی شود. یک دانشجوی حقوق از ابتدای تحصیل تا پایان بیش از 200 هزار تومان کتاب می خرد اما بسیار کم خود را نیازمند کتبی غیر از کتب درسی می داند! حتی اگر آن کتب به درس نیز نزدیک باشد.

از این رو قیمت بالای کتاب نیز گاهی مشکل ساز می شود.

نگاه دولت و مسئولین باید به نحوی باشد که کتاب را جز کالای اساسی مردم بداند و با تمهیداتی به نویسنده و ناشر کمک کنند تا کتاب را با قیمتی پایین اما بدون ضرر به دست خواننده برسانند. نگاه به کتاب فروشی نباید یک نگاه تجاری باشد. یعنی باید به نویسنده و ناشر را کمک کرد تا دیگر در هنگام نگارش کتاب و فروش آن به فکر سود نباشد.

متاسفانه می بینینم گاهی ناشرین نه تنها قیمت کتاب را هیچگاه پایین نمی آورند، بلکه با مشاهده فروش بسیار آن، قیمت را هم بالا می برند!

به طور مثال کتاب "دا" از کتابهای پرفروش بود. بیش از 100 بار تجدید چاپ شد. اما قیمت آن بیشتر شد که کمتر نشد!

حداقل می توانند با کیفیت کاغذی و جلدی پایین تری نیز کتاب را چاپ کنند که زیاد هم ضرر نکنند. محتوای کتاب مهم است نه جلد قشنگ آن.

آخرین و مهمترین مسئله نیز فرهنگ خواندن کتاب است.

وقت نداریم، حوصله نداریم، سرمان شلوغه و هزاران بهانه دیگر که مردم ما جهت توجیه کتاب نخواندنشان به کار می برند. اما چرا این نیاز هنوز احساس نشده که کتاب غذای روح است؟

برای این سوال جوابی ندارم اما راهکاریی دارم برای ترویج فرهنگ کتاب خوانی.

1- برداشتن نگاه تجاری به کتب: بسیار ساده است. نوشتن کتاب و فروش آن برای سود مادی نباشد. حداقل سود مالی هدف اصلی نباشد.

2- انقال نظر بزرگان درمورد کتاب: رهبر عزیز انقلاب بزرگترین موج کتاب خوانی را در کشور ایجاد کردند. ایشان با خواندن کتاب ها و نوشتن مطالبی درمورد آنان، باعث استقبال مردم از آن کتاب ها شدند(مخصوصا در حوزه دفاع مقدس) این روش خوبی است. یعنی ما سخنان بزرگان درمورد کتاب هایی خاص که در شان مردم ما هست و ارزش خواندن دارند را به مردم انتقال دهیم. اینجا وظیفه صدا و سیما بسیار مهم و حیاتی است.

3- اساتید و معلمان: اساتید دانشگاهی و معلمان نیز می توانند نقش به سزایی در این بین داشته باشند. معرفی کتب غیر درسی که به دانش آموز و دانشجو در فهم درس و باز شدن ذهنش می تواند کمک کند، می تواند در گرایش وی به کتاب تاثیر فراوانی داشته باشد. پس باید بر روی اساتید و معلمان کار کرد.

4- ساخت فیلم از کتاب ها: در زمان پخش سریال شهریار، دیوان شهریار یکی از پرفروش ترین کتاب های همان سال نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بود. پس ما اگر بتوانیم کتاب خوب را، خوب فیلم کنیم، می توانیم کمک کنیم تا مردم به سمت کتاب بیاییند. دغدغه ای که مقام معظم رهبری بارها آن را تکرار کرده.

اما آخر سخنی با ولایتمدار ها؛

چگونه می توانید ولایتمدار باشید و مدعی حمایت از ولایت باشد در صورتی که حتی یک کتاب از کتابهایی که ولی امر، رهبر عزیزمان معرفی کرده را هنوز نخوانده ای؟!!!

تو که هی دم از فتنه و ضد انقلاب و ضد ولایت و ... می زنی، می تونی چند دغدغه فرهنگی ولی فقیه را بیان کنی؟

وقی ولی فقیه می فرماید:

امروز کتابخوانى و علم‌آموزى نه تنها یک وظیفه‌ ملى، که یک واجب دینى است. از همه بیشتر، جوانان و نوجوانان، باید احساس وظیفه کنند.

حالا باز هم می گی من پیرو رهبرم؟!!!!