احمدی نژاد عهد شکن!
احمدی نژاد، رییس جمهوری که تنها خوب عهد می شکند.
اولین عهد شکنی احمدی نژاد مربوط به سال 84 است. جایی که قرار بود مانند محسن رضایی، لاریجانی، قالیباف و ... مطیع برنامه های شورای مرکزی اصولگرایان باشد.
آنجا پس از معرفی قالیباف به عنوان کاندیدای اول و لاریجانی به عنوان کاندیدای دوم، قرار بر کنار کشیدن رضایی و احمدی نژاد می شود. اما احمدی نژاد مرامنامه ای را که خود دوبار آن را امضا کرده بود را زیر پا می گذارد و در صحنه باقی می ماند. برخورد اصولگرایان با این عمل ایشان هم جالب است. یکی از دوستان تهرانیم که آن روزها در انتخابات حضور فعال داشت می گفت بعد از رای آوردند احمدی نژاد، دکتر زاکانی ما را دور هم جمع کرد گفت مهم نیست تا الان برای کی تبلیغ می کردید. الان یک بسیجی رای آورده! باید همه کمکش کنیم تا بتونه از آرمان ها دفاع کنه!
این احمدی نژاد شد رییس جمهور. اما عهد شکنی ها ادامه یافت.
قاضی مرتضوی؛
کسی که با اشتباهات خود در کهریزک با آبروی نظام بازی کرد و باعث مرگ چند جوان این مملکت شد. جوانانی که شاید می توانستند در وقت نیاز سینه خود را در مقابل دشمنان این مرز و بوم سپر کند و مگذارند امثال اماراتی ها که عمر کشورشون از شهرداری شهر برازجون هم کمتره!!! برای ما زر زر کنند!
مرتضوی که از قوه قضاییه تعلیق شده، احمدی نژاد رییس ستاد مبارزه با قاچاق می کندش!!! بعد هم میاد رییس تامین اجتماعی میکندش!!!
نمایندگان مجلس اعتراض می کنند. وزیر کار و امور اجتماعی را استیضاح می کنند. وزیر می گوید دست من نیست!!! مرتضوی می آید با نمایندگان مجلس دیدار می کند. احمدی نژاد میگه اگر وزیر استیضاح بشه مرتضوی را می ذارم سرپرست وزارتخونه!!!
مرتضوی قول استعفا میدهد. توکلی و حداد را حکم میکند. جلوی نمایندگان استعفا می نویسد.
حداد به نمایندگان پیشنهاد میدهد امضا را پس بگیرند. استیضاح لغو می شود اما...
اما مرتضوی همچنان پابرجا می ماند!!!
خلاصه این احمدی نژاد دیگر انقلابی نیست!
خداوند به داد دل ما برسد که هم از گندکاری های این مدعی انقلاب دلمان خون است و هم از فشاری که بر مردم می آید!
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.