برای حاج خلیل مراد زاده
یه روزی سوسکی در خانه ای جولان می دهد.
مرد خانه سریع لنگ دمپایی می آورد تا سوسک را از قید و بندهای دنیا برهاند.
ناگهان زن خانه مانع می شود!
زن خانه می گوید: خشونت چرا؟!!!
بهش محل نذار!
بی توجه از کنارش رد شود!
این از صد فحش هم بدتره!
خودش دق میکنه، میمیره!
***
حالا شده داستان این معلم بازنشسته استان ما که دلش خوشه یه وبلاگ زده و توش به استاندار گیر میده!
این حاج خلیل اجاقش کوره!
البته منظورم اجاق سیاسیشه!
یادم میاد که عکس مرحوم محمد خاتمی رییس جمهور فقید ایران را کنار خودش می زد و هی زیر عکساش می نوشت بنیاد تگرگ و طیفون و باران و ... تا که مردم شهر هم بیان بهش رای بدن اما این هم از زیبایی های انتخاباته که مردم به خود افراد نگاه می کنند و به عکس های انتخاباتی کاری ندارند.
خلاصه سرتون رو درد نیارم.
این حاج خلیل مراد زاده از مهرماه گذشته برای خودش وبلاگ زده. به هر حال حضور در فضای مجازی را برای خودش یک ضرورت دانسته. همه آنهایی که در فضای مجازی هستند که می دانند کسی که وبلاگ می زند حداقل باید حدود یکسال طول بکشد تا وبلاگش جا بگیرد و دیگر در آمار بازدید کنندها عدد یک را نشان ندهد!
این حاج خلیل ما دید هرچه از استاندار و مدیرکل های استان میگه و هی میگه استاندار باید بره و استاندار کار بلد نیست و استاند ال و بل و جیمبله! کسی نمیره به وبلاگش سری بزنه! (آخه کی در این استان از این استاندار دل خوش دارد که براش حساس باشد یک نفر تو وبلاگ در پیتش بیاد و درمورد استاندار مطلب بزند)
این حاج خلیل هم میاد از رو بچگی و نفهمی و سادگی و نادانی و ناچختگی و خریت خود یه حرفی به آیت الله صفایی میزند!
دیگه اینقدر جار و جنجال ندارد!
اگر قضیه تنها زدن بیانیه برای رو کم کنیه، که زودتر بگین تا ما هم بیانیه ای بزنیم.
اما اگر واقعا می خواهید به ایشون جواب بدید، من پیشنهاد میدم قضیه سوسکه رو دوباره بخونید.
بزرگی آیت الله صفایی بر هیچکس پوشیده نیست.
همه می دانند که ایشان شخصیتی چند بعدی هستند. عالمی فرزانه، ورزش دوستی واقعی و بسیار مردم دار هستند.
حضور پررنگ مردم در نماز جمعه خود نشانی بر عشق مردم این استان و شهر به
ایشان است. دلسوزی ایشان برای جوانان بوشهری نیز بر هیچکس پوشیده نیست
مردم این استان با حضور پر رنگ خود در انتخابات و انتخاب نمایندگانی اصولگرا و انقلابی نشان دادند که در راه انقلابی محکم ایستاده اند و بیدی نیستند که به فس فس کردن های اصلاح طلبان تاریخ گذشته ای مانند حاج خلیل مرادزاده بلرزند و لحظه ای درباره عالم بزرگ استانشان شکی نا ثواب ببرند.
نتیجه:
یه روز دوتا برادر با هم بحثشون میشه.
یکی شون بلند میشه و چراغ اتاق رو خاموش می کنه!
اون یکی میگه چراغ رو چرا خاموش کردی؟
میگه:
جواب ابلهان خاموشیست!
امثال حاج خلیل مرادزاده تنها میخواهند با
این حرف ها نام خود را بر سر زبانها بیاندازند و بس. بهتره ما با بیانیه
های خود ایشون رو برای رسیدن به هدفش کمک نکنیم!
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.