سید شهدای اهل قلم، جناب برادر آوینی

سلام علیکم

خوبی؟

معلومه که خوبی!

مگه خودت نمی گفتی که؛

" آیا روزی خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟ "

تو به همه نشون دادی که هنوز معبری تنگ برای شهادت هست!

گفتی که؛

هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند. اگر چه خواندن داستان را سودی نیست، اگر دل کربلایی نباشد...

آقا سید تو رفتی و ما را اینجا گذاشتی.

خدا را شکر که رفتی.

خدا را شکر که رفتی و نیستی ببینی!

نیستی ببینی بعد از سی و سه سال از انقلاب ائمه ما در تریبون نماز جمعه باید بر سر وزارت ارشاد و فرهگن اسلمی! ما فریاد بزنند که وای بر شما با این فیلم ها!

نیستی ببینی وزیر ارشاد ما در جواب علما میگه فیلم ها مستهجن نبودند! شلوغش کردند!

نیستی ببینی جشنواره فیلم فجر شده لکه ننگی بر دامن هنر انقلاب!

نیستی ببینی که تهمینه میلانی بعد از زندان زنان یکی از ما دو نفر ساخته!

نیستی ببینی خمینی تو رو در فیلم فرزند صبحشان را با یک خمینی دیگه عوض کردند!

نیستی ببینی که حاتمی کیای تو به نام پدر ساخته!

نیستی ببینی که صدا و سیما فیلم ورود آقایان ممنوع پخش می کند!

نیستی ببینی ...

اما نه!

تو هستی و میبینی!

سید ما

دعا کن برای ما!

سید شفاعت ما را نزد مادرت زهرا بکن.

سید تو رو به دانه دانه خاک های فکه که گفتی من کعبه را نمی خواهم فکه برای من، قسم میدهم دست ما را بگیر.

دست ما را بگیر تا رنگ جماعت نشویم.

دست ما را بگیر تا قلبمان مالامال از عشق به راهت شود و در مسیر شهدا قدم برداریم.