وحدت یا خلوص؟
یک سؤال دیگر این است که بعضىها میگویند
وحدت، بعضىها میگویند خلوص؛ شما چه میگوئید؟ من میگویم هر دو. خلوص که
شما مطرح میکنید – که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد،
یک عدهاى را که ناخالصى دارند، از دائره خارج کنیم – چیزى نیست که با دعوا
و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود
بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجورى حاصل نمیشود؛ ما به این، مأمور هم
نیستیم. در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر
بود، ابىّبنکعب بود، عمار بود، کى بود، کى بود؛ اینها درجهى اول و
خالصترینها بودند؛ عدهاى دیگر از اینها یک مقدارى متوسطتر بودند؛ یک
عدهاى بودند که گاهى اوقات پیغمبر حتّى به اینها تشر هم میزد. اگر فرض
کنید پیغمبر در همان جامعهى چند هزار نفرى – که کار خالصسازى خیلى آسانتر
بود از یک جامعهى هفتاد میلیونى کشور ما – میخواست خالصسازى کند، چه کار
میکرد؟ چى برایش میماند؟ آن که یک گناهى کرده، باید میرفت؛ آن که یک تشرى
شنفته، باید میرفت؛ آن که در یک وقتى که نباید از پیغمبر اجازهى مرخصى
بگیرد، اجازهى مرخصى گرفته، باید میرفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده،
باید میرفت؛ خوب، کسى نمیماند. امروز هم همین جور است. اینجورى نیست که
شما بیائید افراد ضعافالایمان را از دائره خارج کنید، به بهانهى اینکه
میخواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه میتوانید، دائرهى خلّصین را توسعه
بدهید؛ کارى کنید که افراد خالصى که میتوانند جامعهى شما را خالص کنند، در
جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان،
خانوادهى خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه
میتوانید، در حوزهى نفوذ تشکل خود، براى بالا آوردن میزان خلوصهاى فردى و
جمعى تلاش کنید؛ که نتیجهى آن، خلوص روزافزون جامعهى شما خواهد شد. راه
خالص کردن این است.
وحدت هم که ما گفتیم – که بعد سؤالات دیگرى هم در این زمینه شده – منظور من اتحاد بر مبناى اصول است. بنابراین وحدت با کیست؟ با آن کسى که این اصول را قبول دارد. به همان اندازهاى که اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصلیم؛ این میشود ولایت بین مؤمنین. آن کسى که اصول را قبول ندارد، نشان میدهد که اصول را قبول ندارد یا تصریح میکند که اصول را قبول ندارد، او قهراً از این دائره خارج است. بنابراین با این تفصیل و توضیحى که عرض شد، هم طرفدار وحدتیم، هم طرفدار خلوصیم.
+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 18:25 توسط محمد حیدری
|
راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. متاسفانه هنوز براي بسياري از ملتهاي اسلامي مرز بين اسلام آمريكايي و اسلام ناب محمدي و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدسنماهاي متحجر و سرمايهداران خدانشناس و مرفهين بيدرد، كاملاً مشخص نشده است و روشن ساختن اين حقيقت كه ممكن نيست در يك كليت و در يك آئين، دو تفكر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سياسي بسيار مهم است.