شهر خلوت شده.

همه برای جشنی به خارج از شهر رفته اند.

در میان کوچه های خلوت شهر، مردی در حال عبور است.

از قدم هایش می توان فهمید دلیل برق چشم هایش همان اراده قوی اوست.

اراده ای که زمین را یه آسمان اتصال می کند.

تبری بر دوش دارد.

تبر برای قطع تنه درخت نیست! برای ریشه کردن درخت است!

تبری که بر روی دوش این مرد است می خواهد ریشه جهالت را بزند.

...

تبر بالا می رود و بر فرق جهل فرود می آید.

×××

مردم شهر بعد از جشن برای عبادت بت های خود سری به بت خانه می زنند. اما بت ها ...

چه کسی در شهر مانده بود؟

- ابراهیم!

- ابراهیم پسرخوانده آزر در شهر بوده!

- او را به اینجا بیاورید!

×××

- ابرهیم، چرا بت ها را شکستی؟

ابراهیم گفت: من! من شکستم؟

- پَ نه پَ ! ما شکستیم! جر تو کی در شهر بوده؟

ابرهیم اشاره ای به بت بزرگ کرد و گفت: تبر روی دوش اون است. مرا متهم می کنید؟

گفتند: تو خود بهتر می دانی که بت ها کاری از دستشان بر نمی آید!

ابرهیم که منتظر چنین سخنی بود، گفت پس چگونه کسانی را خالق خود می دانید که اعتقاد دارید کاری از دستشان بر نمی آیند؟ چگونه انان را حافظ خود می دانید که آنان از خود هم نمی توانند دفاع کنند!

×××

ابراهیم با مرد م آن شهر مناظره کرد. با توکل بر خدا و تکیه بر حق پیروز شد. این مناظره باعث شد تا آنان به قول قرآن به خودشان بیایند. «فرجعوا الی انفسهم»

ابراهیم بر خلاف نظر اکثریت جامعه،‌ بت ها شکست. بر خلاف نظر آنان، دین آنان را باطل دانست. آیا اگر آزادی بیان را آزادی مردم جهت بیان هرگونه عقیده ای بدانیم، کار ابراهیم ضد آزادی بیان نبود؟

اما شهید مطهری بسیار زیبا با آوردن مثالی این کار ابراهیم را در خدمت هدف متعالی آزادی میداند.

شهید مطهری (در کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران) این شیوه را با رفتار پادشاه‏ وقت انگلستان مقایسه می کند، "وقتي كه او برای ديدار از هندوستان به آنجا رفته بود در هندوستان‏ جزء برنامه سفرش ، بازديد از يك بتخانه گنجانده شده بود. خود مردم هند وقتيكه ميخواستند داخل صحن بتخانه شوند ، كفشهای خود را ميكندند ، اما او بنشانه احترام بيش از حد ، هنوز به صحن نرسيده كفشهايش را كند و بعد هم‏ از همه مؤدب تر در مقابل بتها ايستاد در تفسير اين حركت عده ای ساده‏ انديش ميگفتند ببينيد نماينده يك ملت روشنفكر چقدر به عقايد مردم‏ احترام ميگذارد غافل از اينكه اين نيرنگ استعمار است استعماری كه‏ ميداند كه همين بتخانه هاست كه هند را به زنجير كشيده و رام استعمارگران‏ كرده است اينگونه احترام گذاشتنها ، خدمت به آزادی و احترام به عقيده‏ نيست ، خدمت به استعمار است ملت هند اگر از زير بار اين خرافات‏ بيرون بيايد كه ديگر باج به انگليسيها نخواهد داد."

شهید مطهری حتی در کتب "آزادی معنوی" نیز به این موضوع اشاراتی داشته اند.

حال ابراهیم که بت ها را شکست برای بت پرستان دلسوز تر بود یا پادشاهی که بت ها را تکریم کرد؟