فتنه زمانی رخ می دهد که فضا غبارآلود بشود و تشخیص حق از باطل مشکل شود.

چه کسی بود که نمی دانست ضد انقلاب دارد جنبش سبز را رهبری می کند؟

اما چه میشود کسانی ساکتین می شوند؟

همهن کسانی که ساکت بودند تشخیص حق از باطل را داد بودند اما شجاعت بیان نداشتند!

عده ای حق را فهمیدند ندانستند کی وارد میدان شوند!

بگذریم

امروزه در محافل اصولگرایی بحث جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرا کمی داغ است. اختلافاتی که به نظر بنده خیلی کوچک است اما اصلاح طلبان سعی در بزرگ جلوه دادن آن هستند. اختلافاتی که متاسفانه برخی از نبژیروهای ارزشی نیز در بیان آنها دچار اشتباه می شوند.

بحث اصلی بر سر آقایان لاریجانی و قالیباف است که در ساختار جبهه متحد حضور دارند.

بنده اول به اهمیت انتخابات در چند جمله اشاره می کنم؛

- حضور جریان فتنه با چراغ خاموش و برنامه ریزی کلان

- احتمال پارلمانی شدن سیستم سیاسی کشور

- اولین انتخابات بعد از فتنه

فکر کنم این سه دلیل به قدر کافی محکم باشند که نشان دهند این انتخابات تا چه حد حساس است. اما چه لزومی دارد که ما به صورت جبهه ای عمل کنیم؟

امروزه عملکرد احمدی نژاد دل ما را خون کرده. اگر ایشان با جبهه اصولگرایی همراه بودند و مرامنامه ای که نوشتند را زیر پا نمی گذاشتند. اگر خود ر اصولگرا می دانستند. امروز اینقدر پر رو و خودسر نمی شد که به حرف هیچکسی جز مشایی ناکس گوش ندهد.

اگر نماینده ما با جبهه پیش بیاید و حرکت کند بعدها مطالبه خواهی از آن آسان تر می شود.

اما چرا جبهه متحد؟

زیرا همه گروهای اصولگرایی بر کلیات آن نظر موافق دارند.

اختلاف بر سر آیایان لاریجانی و قالیباف است.

برکسی پوشیده نیست قالیباف در تهران بسیار محبوب است. تهران 30 نماینده دارد. حمایت قالیباف از لیست جبهه متحد اصولگرایان تاثیر خوبی در بالا رفتن آرای لیست دارد.

لاریجانی با 200 رای نمایندگان شد رییس مجلس  پس پتانسیل خوبی دارد!

البته که خود من هم اشکالاتی بر این دلایل دارم. اما در شرایط کنونی جهت داشتن مجلسی خوب به نظرم این بهترین کاری است که می توان انجام داد.