سال های سال است که واژه توسعه در کشور ما در راس سخنرانی های مسئولین قرار گرفته است. نمی شود انتخاباتی برگزار بشود و کاندیداها در آن سخنی از توسعه به زبان نیاورند.

حال می خواهد انتخابات شورای شهر باشد و کاندیداها سخن از توسعه شهری بدهند، یا انتخابات نمایندگی مجلس باشد و سخن از توسعه حوزه انتخابیه باشد و چه انتخابات ریاست جمهوری باشد که سخن از توسعه کشور توسط کاندیداهای ریاست جمهوری مطرح می شود.

توسعه ممکن است در زمینه های مختلفی باشد. اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ...

اما توسعه ای می خواهیم درمورد آن چه سطری قلم بفرساییم، توسعه اقتصادی است.

توسعه مهم است، اما قبل از برنامه ریزی برای توسعه، ابتدا باید ابتدا ظرفیت های توسعه به خوبی شناخته بشود و توسعه بر اساس مدل بومی صورت گیرد.

اگر امروز شاهد آن هستیم که علارغم تمام شعار ها و برنامه هایی که برای توسعه در کشور ما مطرخ می شود، توسعه ای که باید و شاید را نمی بینیم، اگر امروز می بینیم در جنوب استان کرمان، در استانهای مرزی مانند سیستان، در استان هایی مانند کهکیلویه و بویراحمد، در خوزستان و کردستان و ... شاهد وجود فقر هستیم در حالی که از نظر منابع انسانی استان هایی زرخیز هستند، دلیلش همان عدم برنامه ریزی صحیح برنامه ریزان برای توسعه است.

در بحث توسئه باید چند نکته را مدنظر داشت.

1- توسعه باید براساس الگوی بومی باشد. یعنی نحوه برنامه ریزی برنامه ریزان برای استان بوشهر که منابع سرشار گاز دارد، دارای بیش از 600 کیلومتر مرز آبی با خلیج فارس است، بیش از یک میلیون اصل نخل دارد با استانی مانند ایلام بسیار متفاوت است.

2- توسعه باید با مشارکت مردم باشد. امروزه در برخی از مسائل مانند کشاورزی میکانیزه، همکاری کشاورز و دولت باعث شده تا شاهد توسعه کشاورزی باشیم. اگر مردم در بحث توسعه دخالت داده شوند، دیگر نیازی به بودجه های گزاف دولتی برای اجرای طرح ها نیز نخواهیم بود.

3- هدف توسعه باید مشخص شود. ما نمی خواهیم کشور اول اقتصادی دنیا بشویم! البته اگر بر اساس مبانی اقتصاد اسلامی بتوانیم الگویی مناسب به دنیا معرفی کنیم، بسیار خوب است اما هدف ما از اقتصاد و توسعه آن رفع معیشت مردم است و بس.

4- توسعه بر اساس برنامه و با چشم انداز باشد. اگر چشم انداز برای خود ترسیم کنیم می توانیم بر اساس آن به راحتی نقشه راه ترسیم کرده و در مسیر رسیدن به توسعه قدم بر داریم. در بحث برنامه ریزی نیز باید توجه داشت تا نگاه برنامه ریزان توجه به قشر مستضعف جامعه باشد.

نتیجه:

اگر از کسانی که انقلاب و جنگ را درک کرده اند بپرسیم که کجا سراغ دارید گروهی را که بر اساس الگوهای بومی ، با مشارکت مردم ، با نگاه به قشر مستضعف برنامه ریزی کند و طرح اجرا کند، بی شک خواهند گفت جهاد سازندگی!

و بلاشک تنها راه رسیدن به توسعه ای پایدار بر اساس نگاهی انقلابی، همین نگاه و حرکت جهادی است. حرکتی که ما برکات را در طور جنگ به خوبی مشاهده کردیم. به نحوی که حرکت سازندگی جهاد به خوبی در معادلات نظامی و امنیتی نیز تاثیر داشت. بر خی از منافقین گفته بودند که این بچه های جهاد بودند که با بیل های خود ما را از کردستان بیرون کردند نه سپاه!

مقام معظم رهبری نیز در دیدار اخیر خود با هیئت دولت فرمودند:

در زمينه‌ى خدمت، كار را بايد جهادى كرد.كار جهادى يعنى از موانع عبور كردن، موانع كوچك را بزرگ نديدن، آرمانها را فراموش نكردن، جهت را فراموش نكردن، شوق به كار؛ اين كار جهادى است. كار را بايد جهادى انجام داد تا ان‌شاءالله خدمت بخوبى انجام بگيرد.(92/6/6)

انشالله که دولت آقای روحانی دولتی جهادی باشد.